لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مثنوی
انسان کامل هم حبیب خداست و هم محبوب او
هرچه محبوبم کند منی کرده ام او منم، من او، چه گر در پرده ام
چون انسان کامل محبوب و حبیب الله است قول و حال و فعل و ذات او تجلی حب محبت است و او آینه است اما همین آینه خود همه چیز است که فرمود : هر که مرا ببیند خدا را دیده است (من رأنی فقط أری الله )
هفت دریا اندر و یک قطره ای جمله هستی ز موجش چکره ای
چکره : چکه، قطره آب ، حباب
اصل خوبی و کمال، خود آنانند که خداوند آنها را اسوه حسنه و نمونه قرار داده است تا همه خود را با آن میزان کنند، نه اینکه با وهم و عقل ناقص خود ، (از اینرو علی (ع) فرمود : من میزان و فرقان و صراط و کتاب و ... هستم)
داستانها و پیامهای مثنوی – ص 352
علی در مثنوی ولی حقی است که با ذوالفقار عشق گردن هوای نفس را می برد و امارت دنیا را به چیزی نمی شمرد و چون محرمی نمی یابد سر به چاه فرو می برد.
(دلیل آفتاب) 395
به عقیده مولانا، مولا کسی است که انسانها را از یوغ بندگی هوای نفس برهانه و علی این گونه بود
زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود و آن علی مولا نهاد
دلیل افتاب ، ص 395، معصومه شعبانی، تهران، نشر ثالث
سیر تکاملی انسان
سیر تکاملی انسان از عالم حسن شروع می شود و به دنیای ماورای محسوس یا غیب راه می یابد عالم حس از یک طرف مانع کمال انسان است، یعنی اگر در آن توقف کند مانع کمال می شود و از طرف دیگر این عامل غرق در عالم ماورای حس است.
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
این حقیقت در انسان شور و شوق را پدید می آورد و در او ناله ای ایجاد می کند. ناله ای شبیه به نواسانی است.
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدائی ها شکایت می کند
از نیستان تا مرا ببریده اند در نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش
شروع حرکت تکاملی انسان از عالم حس ، با نیروی ادراکی اوست و از قوه خیال شروع می شود، بسان عالم مثلا در هستی یعنی عالمی که نمی توان آن را مشاهده کرد و هر چه در ماورای نور شود، ابعاد عالم غیب بیشتر نمایان می گردد هم چنان به سمت بی حد و نهایت در این عالم پیش می رود. میزان ادراک انسان نسبت به عالم غیب و درک حد و حدود آن، درجه ایمان انسان را تعیین می کند، چنان که قرآن در صفات متقین می فرماید: الذین یومنون بالغیب ... علت اینکه ایمان به غیب نشانه تقوا و ایمان است غیر محسوس بودن آنست، یعنی انسان به چیزی اعتقاد پیدا کرده است.
مولوی در بعضی از اشعار خود حقیقت انسانی را اندیشه او می داند یعنی عالی ترین مرحله ادراک انسان که از عالم خیال برتر است و این مرحله بر تمام مراحل پیشین سیطره دارد.
ای برادر تو همه اندیشه ای ما بتی خود استخوان و ریشه ای
واژه عقل کل در عالم هستی از نظر مولوی نیز اشاره به عالی ترین حقیقت آن دارد که بر همه شئونات دیگر عالم سیطره دارد.
نسیم وحی در مثنوی معنوی – مهدی ابراهیمی
این جهان یک فکر تست از عقل کل عقل چون شاه است و صورتها رسل
بنابراین اگر تکاملی انسان را ترسیم کنیم که از عالم حس شروع می شود و بعد به عالم چنان و به عالم اندیشه می رود خواهیم دید که با مراحل خلقت عالم کبیر تطابق دارد که عابرت است : از عالم جهاد است، عالم ملک، ملکوت و عالم عقل کل. اتصال به عقل کل سیر تکامل انسان است و این کا ر هب تعبیر مولوی با عقل جزئی که عقل عالم حس انسان است و مربوط به معاش او می شود، صورت نمی گیرد، این عقل توانایی و استعداد عقل کل را ندارد گرچه ممکن است عقل جزئی در تلاش و جستجو برای رسیدن به عقل کل باشد.
عقل جزئی عشق را منکر بود گرچه بنماید که صاحب سیر بود
عقل جزئی فقط با استهلاک و سیر سپردن به عقل کل است که می تواند راه تکامل را برای انسان باز کند وگرنه این عقل به خودی خود ثبات ندارد – ص 134-131
کمال انسانی رسیدن به حقیقت خود است که در آن حق است و مصداق حدیث نبوی (متن عرف نفسه عقد عرف/به) در صورتی مفاد آن صورت حقیقی به خود می گیرد که انسان قرآن و سایه حق باشد.
مولانا چون به وصف انسان کامل می رسد به باد سمش می افتد و به یاد همه اولیای خدا که چون شمس، شمس حقیقت بودند، چنان به شور و هیجان و مستی می افتد که مهار عقل مزاحم را پاره و رها می کند و آزادانه در فضای قدس، جولان می کند و مجنون وار ندای جنون سر می دهد – (داستانهای 1353 و پیامهای مثنوی – دکتر حشمت الله ریاضی – اهتمام حبیب الله پاک گوهر)
انتشارات حقیقت – تهران
همانطور که پیش گفتیم مولوی برای انسان کامل یعنی برگزیدگان حق تعالی از انبیاء و اولیاء عظام، روحی و جانی زاید بر افراد بشر عادی معتقد است
باز غیر عقل و جان آدمی هست جانی در نبی و در ولی
از ظواهر گفته های او چنین بر می آید که از لیست و ابدیت نفوس و ارواح را هم در جمیع طبقات و اصناف بشر تعمیم نمی دهد بلکه آن را مخصوص همان انسان کامل می داند و مانند محققان فلاسفه و عرفا معتقد است که سعادت جاودانی نصیب نفوسی است که در هر دو قر – عقل نظری و عقل عملی بدر چه کمال رسید.
و توس صعود روحانی را پیموده باشند.
پیرا بشانند کاین عالم نبود جان ایشان بود در دریای جود
پیش از این تن عمرها بگذاشتند بیشتر از گشت، بر برداشتند
مولوی نامه – تالیف استاد جلال الدین هائی ، ص 114
کلام مولانا در بیان این نوع انسان لحنی شود انگیز پیدا می کند.
وین بشر هم، ز امتحان قسمت شدند آدمی شکل اند و سه امت شدند
یک گروه، مستفرق مطلق شدند همچو عیسی با ملک ، ملحق شدند
نقش آدم، لیک معنی جبرئیل رسته از خشم و هوی و قال و قیل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
یکی از مباحث مهم تحقیق، انواع متغیرها و مقیاسهاست. متغیرها در تعاریف مختلف، به عواملی اطلاق میشوند که ثابت نبوده، در یک مجموعه1 و یا در ارتباط با پدیدههای دیگر، میتوان آنها را جایگزین عوامل معینی که هممقدار باشند، کرد.
درباره مطالعات پژوهش، متغیرها عبارت از عوامل تأثیرگذاری هستند که نقش و ارزش و میزان تأثیر آنها ثابت نیست؛ اما در عین حال، میتوان اثرگذاری آنها را اندازه گرفت. از این رو، متغیرها عواملی هستند که بر پدیدهها و بر یکدیگر، تأثیر میگذارند؛ ولی ارزش و میزان تأثیرشان ثابت نیست و نقش آنها، پایدار نیست؛ اما قابل اندازهگیری هستند. بعد از شناسایی متغیرهای تحقیق که سنگ بنای پژوهشند، چون اندازهگیری آنها به یک صورت ممکن نیست، لزوم پرداختن به مقیاسها ضروری میشود که عبارتند از مجموعه قواعدی برای انتساب آزمودنیها به مقولهها یا اعداد به آزمودنیها (Baron & Kenney 2001 p 51) که این دو مبحث را در این بخش پی میگیریم.
سازه، مفهوم و متغیر
مفهوم،2 تجریدی از رویدادهای قابل مشاهده است که معرف شباهتها یا جنبههای مشترک میان آنهاست. مفاهیم، واژههایی انتزاعی هستند که برای توضیح دادن و یا معنا دادن به تجربیات، از آنها استفاده میکنیم؛ برای مثال، «پیشرفت تحصیلی»، مفهومی است که میتوان آن را از طریق عملکرد (نمرههای کلاسی) دانش آموزان در درسهای مختلف، مشاهده کرد(Carver& etal , 1990 p 52).
برخی واژهها مثل انگیزش، هوش، خود، اضطراب و قابلیت اجتماعی، به صورت مستقیم قابل مشاهده نمیباشند. این مفاهیم پیچیده که در سطح بالایی از تجرید (انتزاع) قرار دارند، سازه3 نامیده میشوند. سازهها غالباً از نظریهها مشتق میگردند. «قابلیت اجتماعی»، یک سازه است؛ زیرا از یک سو به مهارتهای اجتماعی، شناختی و عاطفی و از سوی دیگر، به فرآیند اجتماعی شدن و تجربههای اجتماعی در روابط میان فردی، اشاره دارد. مشاهده قابلیت اجتماعی، تنها با ایجاد شرایط خاص و با کمک متغیرها، امکانپذیر میگردد (بازرگان و دیگران، 1385، ص 39).
پس به مفاهیم انتزاعی و مشاهدهناپذیری که از روی آثار آنها به وجودشان پی میبریم، سازه گفته میشود؛ مثل هوشیاری و اضطراب که ما از علائم و رفتار یک فرد میفهمیم که شخص، در حال حاضر، هوشیار است یا مضطرب.
تعریف متغیر4
متغیر از نظر لغوی به معنی چیزی است که تغییر میکند، اما در فعالیتهای تحقیقی، متغیر ویژگیهایی دارد که باید مورد مطالعه قرار گیرند و تعریف عینی آن، عبارت است از: ویژگیها و خصایصی که مقادیر مختلفی را قبول میکند و یا ارزشهای مختلفی را میتوان به آنها نسبت داد. جنسیت، سن، میزان درآمد، هوش، استعداد و مذهب نمونههایی از متغیرها هستند (رمضان، 1388، ص 119). همچنین متغیر عبارت است از ویژگی واحد مورد مشاهده و یا متغیر کمیتی است که میتواند از واحدی به واحد دیگر یا از شرایطی مشاهده به شرایط دیگر، مقادیر مختلفی را اختیار کند و به بیان دقیقتر، متغیر، نمادی است که اعداد یا ارزش ها به آن منتسب میشوند؛ مثلاً نمرات حاصله از آزمون پیشرفت تحصیلی، یک متغیر است؛ زیرا از فردی به فرد دیگر متفاوت است و یا حداقل تمام افراد، نمره یکسانی از آن به دست نمیآورند.
تبدیل مفهوم انتزاعی به تعریف عملیاتی
برای تبدیل یک مفهوم انتزاعی به تعریفهای عملیاتی، باید نکات زیر را در نظر گرفت:
1. بررسی تعریفهای عملیاتی ارائه شده، برای پدیده مورد نظر در تحقیقات قبلی.
2. انتخاب یا تدوین مناسبترین تعریف عملیاتی.
3. انتخاب بهترین شیوه اندازهگیری متغیر تعریف شده.
در بیان تعریف عملیاتی، این سؤال نیز مطرح میگردد: آیا تعریف عملیاتی مورد نظر، معرف واقعی مفهوم یا سازه مورد مطالعه در تحقیق میباشد؟ پاسخ به این سؤال، اعتبار تعریف عملیاتی را مشخص میکند. به طور خلاصه، برای تعریف عملیاتی یک سازه، باید متغیرهای معرفی را که نشانگر این سازه میباشند، مشخص کرد.
انواع متغیرها
متغیرها را میتوان به صورتهای مختلف دستهبندی کرد. این صورتها عبارتند از:
1. متغیر پیوسته و طبقهای (گسسته یا ناپیوسته)
1.1. متغیر پیوسته
متغیری است که قابلیت این را دارد که مجموعه منظمی از ارزشها یا مقادیر را در محدوده معینی بپذیرد. هر چه ارزش یک متغیر بیشتر باشد، به این معنی است که در مقایسه با ارزش کوچکتر، مقادیر بیشتری از خصوصیت مورد نظر را دارد. متغیرهایی مثل وزن و قد که میتوانند مقادیر متفاوتی را به خود اختصاص دهند، پیوسته نامیده میشوند؛ مثلاً وزن میتواند مقادیری چون 60، 5.60 و75.60 کیلوگرم را به خود اختصاص دهد (مهریار، 1362، ص 75).
2.1. متغیر طبقهای (گسسته یا ناپیوسته)
این نوع متغیرها نمیتوانند هر ارزشی را به خود اختصاص دهند؛ بلکه فقط مقدار مشخصی را به خود نسبت میدهند. در این نوع متغیرها، مقیاس مورد استفاده، اسمی میباشد و از قانون همه یا هیچ استفاده میشود؛ مثلاً در متغیرهای جنسیت و تعداد فرزندان، یک شخص ممکن است مرد باشد یا زن. اگر مرد بود، زن نیست و برعکس و یا این که تعداد فرزندان 2 و یا 3 و یا... میباشد و نمیشود گفت که تعداد فرزندان، 5.2 نفر است(پاشا شریفی،1374، ص 76).
2. متغیرهای دو ارزشی و چند ارزشی
متغیرها از نظر قبول ارزشها، به دو دسته زیر تقسیم میشوند Catanzaro 2001p 146):
1.2. متغیرهای دو ارزشی (دو وجهی)
به متغیرهایی گفته میشود که فقط دو ارزش و یا دو عدد را میتوان به آنها نسبت داد؛ مثل مرد و زن، زنده و مرده و شاغل و غیرشاغل. متغیرهای دو ارزشی، خود به دو دسته زیر تقسیم میشوند:
1.1.2. متغیرهای دو ارزشی حقیقی (واقعی)
این متغیرها دارای دو ویژگی هستند که هر دو به صورت واقعی وجود دارند؛ مثل زن و مرد و زنده و مرده.
2.1.2. متغیرهای دو ارزشی غیرحقیقی (ساختگی)
که ویژگیهای مورد نظر آن، ساختگی و اعتباری است؛ مثل قبولی و مردودی؛ چنان که مشاهده میشود، ویژگی قبول و یا مردود شدن، یک امر قراردادی است، در حالی که زن یا مرد بودن، یک ویژگی واقعی است.
2.2. متغیرهای چند ارزشی (چند وجهی)
متغیرهایی هستند که بیش از دو ارزش را به خود نسبت میدهند؛ مثل سطح تحصیلات، میزان هوش و رجحان مذهبی (مسلمان، کاتولیک یهودی و زرتشتی).
3. متغیرهای کمی و کیفی
1.3. متغیر کمی
متغیر کمی به متغیری گفته میشود که انسان میتواند برای اندازهگیری آنها یک واحد و مبدأ مشخص به وجود آورد یا آن که تفاوت ناشی از تغییرات آن را میتوان با عدد مشخص کرد؛ مانند: وزن و قد.
متغیرهای کمی را در بسیاری موارد، متغیر پیوسته نیز میگویند؛ زیرا وجه مشترک آنها در زمینه عددپذیری آنهاست. متغیر کمی را با مقیاس فاصلهای و نسبی میتوان اندازهگیری کرد (مهریار، 1352).
2.3. متغیر کیفی
به متغیری اطلاق میشود که تفاوتهای ناشی از تغییرات آن را به صورت عدد نمیتوان مشخص کرد یا این که متغیر کیفی، متغیری است که پژوهشگر نمیتواند آن را اندازه بگیرد و با اعداد و ارقام ویژگیهای آن را نشان دهد.
گرچه میتوان با کدگذاری آنها را به صورت عدد نشان داد، ولی عملیات ریاضی روی آن اعداد، میسر نیست؛ مثل رنگ چشم و پوست و مو که اگر رنگ آبی را عدد 1 و رنگ قهوهای را عدد 2 کدگذاری کنیم، نمیتوان از عملیات ریاضی برای نشان دادن این نوع ویژگیها استفاده کرد و این اعداد و ارقام، صرفاً جنبه نامگذاری دارند. متغیرهای کیفی، همان متغیرهای طبقهای و یا گسسته هستند. متغیرهای کیفی را میتوان با مقیاس اسمی و در برخی موارد با مقیاس رتبهای، اندازهگیری کرد( مانند مواردی که درجات مختلف یک ویژگی را مشخص کرده باشیم).
4. متغیرهای فعال و خصیصهای
تفاوت میان این دو متغیر فقط در شیوه اجرای آن توسط محقق است؛ به این صورت که گروهی از متغیرها که از طریق پژوهشگر دستکاری میشوند متغیر فعال نامیده میشوند، این متغیرها، مشابه متغیر مستقل میباشند. گروه دیگری از متغیرها را که محقق نمیتواند دستکاری کند، خصیصهای نامیدهاند. متغیرهای خصیصهای، در بعضی موارد، همان متغیرهای وابسته و یا متغیر کیفی و یا طبقهای میباشند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
حساب مستقل وجوه درآمد اختصاصی :
این حساب یکی از حسابهای مستقل وجوه دولتی می باشد .
برای نگهداری حساب منابع مالی خاصی که برای تامین هزینه های مشخصی استفاده می شود در اغلب موارد مشابه حساب مستقل وجوه اعتبارات جاری ( اعتبارات هزینه ای ) است .
در این فصل :
موارد تشابه
حساب مستقل وجوه اعتبارات هزینه ای و وجوه اختصاصی بحث و
موارد افتراق بررسی قرار می گیرد
ماموریت حساب مستقل وجوه اختصاصی :
این حساب برای اجرای برنامه ها و فعالیتهای دولتی ، مسئولیت نگهداری حسابهای منابع مالی را به عهده دارد .
و برای تامین هزینه های خاص برنامه ها و فعالیتهای دستگاههای اجرایی مورد استفاده قرار می گیرد .
پس ماموریت این حساب مستقل به عنوان یک مرکز هزینه و در آمد مشخص در دستگاه
نگهداری حساب
اجرایی ارایه گزارشهای مالی جداگانه برای تحصیل و مصرف در آمدهای خاصی است
که برای اجرای فعالیتها و برنامه های مخصی تخصیص می یابد .
منابع مالی و ویژگی های حساب مستقل وجوه در آمد اختصاصی :
پس منابع مالی حساب مستقل وجوه اختصاصی دستگاههای اجرایی را در امدهای اختصاصی تشکیل می دهد .
در آمدهای اختصاصی به در آمدهایی اطلاق می شود که :
اجازه قانون تحصیل
و در بودجه سالانه کل کشور تحت
عنوان در آمد اختصاصی پیش بینی می شود .
که برای تامین هزینه های خاصی که برای اجرای فعالیتها و برنامه های دستگاههای اجرایی ضروری است مصرف می شود
شرایط ایجاد حساب مستقل وجوه در آمد اختصاصی در دستگاه های دولتی
تحصیل در آمد اختصاصی توسط وزارتخانه و موسسات دولتی مستلزم مجوز قانونی است که از طریق تصویب قانون توسط قوه مفننه تحقق می یابد .
نوع و میزان در آمدها و همچنین نوع و میزان هزینه ها تخت عنوان " در آمد اختصاصی " و " اعتبارات اختصاصی " باید در بودجه سالانه کشور پیش بینی شود
در آمدهای اختصاصی باید منحصراً به مصرف هزینه های خاص و معین برسد . پس تحقق 3 شرط فوق مجوزی برای افتتاح این حساب می باشد .
اگر مجوز جهت تحصیل در آمد نداشته باشیم ، ایجاد حسان مستقل منطقی است
در بعضی مواقع ما به رغم وجود مجوز جهت تحصیل در آمد ، آنها در بودجه سالانه پیش بینی نشده اند در اینصورت نگهداری حساب و ارایه گزارشهای مالی آن از طریق حساب مستقل وجوه اعتبارات هزینه ای صورت می پذیرد . مثال مثل سازمان سنجش که طبق تبصره 49 قانون بودجه سال 64 به وزارت علوم و تحقیقات و فناوری اجازه داده می شود که هزینه برگزاری امتحانات ورودی واریز نماید . و خزانه دارای معادل همین وجه جهت مصارف این سازمان در اختیار سازمان قرار می دهد تا به مصرف هزینه های برگزاری آزمون برسد .
در صورتیکه مواد مصرف در امد اختصاصی در قوانین و مقررات تعیین نشود ، خاص بودن مصرف در آمد نیز تحقق نمی یابد .
اولاً در آمد اختصاصی با در آمد عمومی از این نظر تفاوت دارد که در نوع مصرف آن محدودیت وجود دارد .
ثانیاً اگر در آمد اختصاصی محدود به تامین هزینه های خاصی نباشد ویژگی اختصاصی بودن خود را از دست می دهد .
مقررات حاکم بر مصرف در آمد اختصاصی :
در اغلب کشورها مصرفف در آمد اختصاصی تابع قوانین و مقررات خاص خود می باشد .
در صورتیکه قوانین و مقررات خاصی برای مصرف در آمدهای اختصاصی پیش بینی نشده است مصرف این قبیل در آمدها تابع قوانین و مقررات عمومی خواهد بود .
در ایران مصرف در آمد هم تابع قوانین خاص و هم ممکن است تابع قوانین و مقررات عمومی باشد .
بر همین اساس مفاد اصل 53 قانون اساسی چار چوی کلی و محدودیتهای حساب مستقل وجوه در آمدهای اختصاصی دستگاههای اجرایی کشور را به شرح زیر مشخص می کند .
پس از وصول در آمدهای اختصاصی ، این در آمد به حسابهای خزانه داری کل انتقال می یابد
و پرداختهای از محل در آمدهای اختصاصی وصولی فقط تا سقف اعتبارات اختصاصی پیش بینی شده در قانون بودجه سالانه کل کشور مجاز می باشد .
طبق اصل 53 تدوین ضوابط و مقررات مربوط به پرداختهای اختصاصی در قالب قوانین و مقررات خاص و یا قوانین عمومی ، ضروری است .
و در چار چوب اصل 53 توجه به نکات زیر ضروری است.
وجوه دریافتی بایت در آمدهای اختصاصی که به حسابهای خزانه منتقل شده است بایستی مجدداً در اختیار دستگاههای دولتی وصول کننده در آمد قرار بگیرد تا به مصرف هزینه های اختصاصی برسد .
که این منابع از طریق خزانه به حسابهای بانکی دستگاههای دولتی واریز می شود تا از طریق ذی حسابهای سازمانهای مذکور به مصرف برسد .
- ماده 64 قانون محاسبات عمومی کشور : " در مورد مصرف در آمد اختصاصی "
- در امدهای اختصاصی در صورت وصول به میزانی که در بودجه مصو ب سالانه پیش بینی شده قابل مصرف است .
یعنی : اگر در آمدهای وصولی ــــ کمتر از پیش بینی باشد ـــــ فقط تا میزان وصولی قابل مصرف است .
اگر در آمدهای وصولی ـــــ بیش از پیش بینی باشد ـــــــ فقط تا سقف پیش بینی شده مصرف می شود .
مبنای حسابداری :
در حسابداری در آمد و هزینه حساب مستقل وجوه اختصاصی می توان از مبنای تعهدی تعدیل شده استفاده نمود .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ضریب جینی
مسعود میراب زاده : ضریب جینی مقوله ای است که در چارچوب اقتصاد سبز1 و اقتصاد رفاه2به عنوان آلترناتیوی برای تولید ناخالص داخلی محکی برای اندازه گیری رشد اقتصادی پیشنهاد شده است.ضریب جینی تلاشی است برای اندازه گیری این مطلب که آیا رشد کشور، رشد تولید کالاها و گسترش خدمات در عمل منجر به افزایش رفاه مردم شده است یا خیر.
طرفداران ضریب جینی مدعی هستند که این ضریب محک قابل اطمینان تری برای تعیین میزان پیشرفت یک کشور است و به وسیله آن می توان بین رشد مفید و رشد غیراقتصادی تفاوت قائل شد. در معادله ضریب جینی، به یک معناهزینه رشد نیز حساب می شود.تولید ناخالص داخلی و کاستی های آندر واقع تولید ناخالص داخلی اساساً برای اندازه گیری میزان شهروندان یک کشور طرح ریزی نشده بود ولی اقتصاددانان با استفاده از آمار به دست آمده بر مبنای آن ظرف سال های متمادی به اندازه گیری تغییرات سطح زندگی افراد یک کشور دست می زدند. در فرمول تولید ناخالص داخلی هزینه ها به حساب نمی آیند و تاکید زیادی بر تولید و مصرف می شود و این فرمول به بهبود شرایط زیست انسان ها توجهی ندارد. سیمون کازنتز مخترع فرمول تولید ناخالص داخلی خود می گوید:«رفاه یک ملت را نمی توان با اندازه درآمدشان اندازه گیری کرد. در بررسی بهزیستی مردم یک کشور باید به مسائل زیست محیطی نیز توجه کرد.»پایه های تئوریک ضریب جینیاز اوایل دهه 90 میلادی این اتفاق نظر به وجود آمده بود که رشد نقدینگی به معنای کاسته شدن از میزان رفاه مردم و هزینه بر شدن خدمات اجتماعی (پرداخت پول بابت دریافت خدمات اجتماعی) می شود. اگر چه رشد نقدینگی باعث گسترش اقتصاد می شود ولی در عمل اثری معکوس بر رفاه مردم دارد. معمولاً سیاستمداران و خبرنگاران رشد تولید ناخالص داخلی را با رشد اقتصادی معادل می گیرند اما ضریب جینی تلاشی است برای ارائه تصویری کامل تر از وضع اقتصاد و جبران کمبودهایی که ممکن است فرمول تولید ناخالص داخلی داشته باشد. اقتصاددانانی مانند فیلیپ لون بر این امر تاکید داشته اند که افزایش تولید کالا و گسترش خدمات را باید بر پایه سود و زیان بررسی کرد و نه فقط سودی که از این روندها حاصل می شود. بنا بر مدلی که توسط ارائه شده فعالیت اقتصادی به شکل بالقوه اثرات زیانبار زیر را به دنبال دارد:هزینه کاسته شدن منابع، هزینه جرم، هزینه آسیب به جو زمین، هزینه از هم پاشیدن خانواده، هزینه آلودگی آب و هوا و همچنین آلودگی صوتی، از دست رفتن زمین های کشاورزی، هزینه از دست رفتن تالاب ها و جنگل ها.قابلیت ادامه تولید و ضریب جینیهزینه های فعالیت اقتصادی که به آنها اشاره شد در چارچوب منابع و قابلیت ادامه تولید در آینده نیز قابل بررسی است و ضریب جینی در محاسبه رفاه در یک جامعه، به آینده و حفظ قابلیت ها در آینده نیز توجه نشان می دهد. به عنوان مثال فعالیت های کشاورزی که از سفره های آب زیرزمینی استفاده می کند و موجب کاسته شدن حجم آب های زیرزمینی می شود در مقایسه با فعالیت های کشاورزی که از آب رودخانه ها جهت آبیاری استفاده می کند، در چارچوب ضریب جینی رتبه و نمره پایین تری می گیرد. درآمد و کاهش سرمایهمیزان مطلوب تولید و مصرف بدون آنکه به ظرفیت اقتصاد در تولید و مصرف در آینده ضربه بزند نکته مهمی است که باید به آن توجه لازم مبذول شود و در چارچوب فرمول ضریب جینی این سوال کلیدی مطرح می شود که آیا یک ملت می تواند تمامی تولید ناخالص داخلی کشور را مصرف کند بدون آنکه به ظرفیت تولید و مصرف در آینده ضربه بزند؟لذت از زندگی و تولید کالااز اوایل قرن بیستم به این موضوع اذعان شده که رفاه اقتصادی به لذت افراد از زندگی نیز بستگی دارد و فقط محدود به تولید کالاها نمی شود. این مساله در محاسبات ضریب جینی نیز لحاظ شده است. ضریب جینی
ضریب جینی مقوله ای است که در چارچوب اقتصاد سبز (۱) و اقتصاد رفاه (۲) به عنوان آلترناتیوی برای تولید ناخالص داخلی محکی برای اندازه گیری رشد اقتصادی پیشنهاد شده است.ضریب جینی تلاشی است برای اندازه گیری این مطلب که آیا رشد کشور، رشد تولید کالاها و گسترش خدمات در عمل منجر به افزایش رفاه مردم شده است یا خیر.
طرفداران ضریب جینی مدعی هستند که این ضریب محک قابل اطمینان تری برای تعیین میزان پیشرفت یک کشور است و به وسیله آن می توان بین رشد مفید و رشد غیراقتصادی تفاوت قائل شد. در معادله ضریب جینی، به یک معنا هزینه رشد نیز حساب می شود.
تولید ناخالص داخلی و کاستی های آن
در واقع تولید ناخالص داخلی اساساً برای اندازه گیری میزان شهروندان یک کشور طرح ریزی نشده بود ولی اقتصاددانان با استفاده از آمار به دست آمده بر مبنای آن ظرف سال های متمادی به اندازه گیری تغییرات سطح زندگی افراد یک کشور دست می زدند. در فرمول تولید ناخالص داخلی هزینه ها به حساب نمی آیند و تاکید زیادی بر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
فهرست مطالب:
نگاه اجمالی
آموزش و پرورش در جامعه ابتدایی
آموزش و پرورش در جامعه جدید
تأثیر پیدایی و تکامل خط و نوشتار بر آموزش و پرورش
آموزش و پرورش ؛ یکی از مهمترین آژانسهای اجتماعی شدن
اجتماعی شدن در نظریه های عوامل گرا و تفسیر گرا :
منابع
جامعه شناسی آموزش و پرورش
نگاه اجمالی
استمرار و بقای هر جامعهای مستلزم آن است که مجموع باورها ، ارزشها ، رفتارها ، گرایشها ، دانشها و مهارتهای آن به نسلهای جدید منتقل شود. ساخت و کار ( mechanism ) یا وسیله این انتقال ، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش به معنی اعم ، مترادف با جامعه پذیری است، یعنی ، فراگردی که افراد از طریق آن به یادگیری نقشها ، قواعد ، روابط و بطور کلی ، فرهنگ جامعه خود میپردازند.
به معنی اخص ، فراگردی است که افراد به واسطه آن در وضعیتهای اجتماعی سازمان یافته ، در معرض آموزش منظم دانشها ، مهارتها ، رفتارها و گرایشهای معین قرار میگیرند. در هر جامعه ، این وضعیتها در قالب نظام آموزش و پرورش و سازمانهای رسمی آن تشکیل مییابند.
آموزش و پرورش در جامعه ابتدایی
در جامعه ساده ابتدایی ، آموزش و پرورش هدف و منظور آگاهانهای نداشت. هر فرد پس از تولید ، به تدریج ، طی مراحل مختلف زندگی ، متناسب با سن و موقعیت اجتماعی خویش سازگاریهای لازم با محیط اجتماعی را فرا گرفته، از طریق یادگیری موازین اجتماعی و الگوهای رفتاری ، طی ترتیباتی به زندگی بزرگسالی راه مییافت، مثلاً در امر گردآوری خوراک ، یافتن جانوران زخمی یا جمع آوری میوهها و ریشههای خوردنی گیاهان ، نوجوان ، با پدر همراهی کرده راه و رسم کار را یاد میگرفت. از اینرو ، کسب آمادگی برای انجام دادن فعالیتهای روزمره زندگی ، هدف آموزشی یا پرورشی آگاهانهای نداشت.
پیچیدگی روزافزون زندگی اجتماعی ، موجب تنوع و کثرت تقسیم کار اجتماعی گردید. در این شرایط ، هر مرحله از گردش کار در جامعه ، کسب مهارتهایی کم و بیش متناسب با نوع و کیفیت کار را الزامی میساخت، زیرا که اعضای جامعه قادر نبودند بدون آموختن مهارتهای لازم ، کارها و وظایف خود را انجام دهند. انباشت تدریجی دانشها ، مهارتها و فنون کار و زندگی اجتماعی ، اندیشه حفظ و انتقال این دستاوردها را پدید آورد. بنابراین ، از هنگامی که انسان با قصدی آگاهانه ، وسایل آموزش و یادگیری فرزندان خود را فراهم ساخت، آموزش و پرورش رسمی پدید آمد و تشکل آن آغاز شد.
آموزش و پرورش در جامعه جدید
در جوامع جدید ، مفهوم آموزش و پرورش و کارکردهای آن دستخوش تغییر و دگرگونی شدهاست. نیازهای گوناگون زندگی ، انواع نوین آموزش و پرورش را طلب میکنند. شیوههای زندگی از نسلی به نسلی ، تجدید شکل پیدا میکنند. ولی این تجدید شکل ، همواره با تجارب بیشتر و انگارههای پیچیدهتری همراه است.
در جامعه پیچیده متمدن ، با گسترش شهرنشینی ، توسعه صنعتی ، دگرگون شدن ساختارها و کارکردهای سیاسی و اقتصادی ، عواملی مثل خانواده که در گذشته بار تعهدات تربیتی را عهدهدار بودند، دیگر اقتدار و نفوذ کافی برای ایفای وظایف پیچیده آموزشی و پرورشی ندارند. با پیچیدهتر شدن جامعه ، آموزش و پرورش بطور روزافزونی ، به صورت ابزار بازسازی فرد و جامعه در میآید. در نتیجه ، شهروندانی که خواستار اشتغال به کار و خدمت در جامعه و خواهان برخورداری از مزایای زندگی اجتماعی میباشند، مجبورند سالیان نسبتاً قابل ملاحظهای از عمر خود را در مراکز آموزش و پرورش رسمی بگذرانند.
تأثیر پیدایی و تکامل خط و نوشتار بر آموزش و پرورش
زندگی گروهی مستلزم همکاری است. در فراگرد تکامل اجتماعی ، ضرورت همکاری ، انسان را به ایجاد یا یافتن وسایلی برای هماهنگ سازی فعالیتهای گروهی وادار ساخت. از این راه ، ابتدا اشکال اولیه زبان گفتاری پدید آمد و با پیشرفت مکانیسمهای گفتار و افزایش قدرت ارتباطی زبان ، انتقال مفاهیم و معانی عالیتر از فردی به فردی میسر شد.
اختراع خط و نوشتار ، این جریان را دوچندان آسان و اثر بخش ساخت، امر آموزش و پرورش را بسیار تحت تأثیر قرار داد و در نهایت به پیدایش مراکز آموزشی انجامید. با توجه به اینکه نوع و میزان پیشرفت وسایل ارتباطی ، در تعیین وسعت و اندازه هر گروه قطعاً مؤثر است، از اینرو ، میتوان نقش زبان را در توسعه و تکامل جامعه بشری ، به درستی ، نقش اساسی دانست.
آموزش و پرورش ؛ یکی از مهمترین آژانسهای اجتماعی شدن
. . . و انسان ، درون جامعه متولد می شود . نخستین نهادی که انسان در بدو تولد درون آن چشم می گشاید ، خانواده است. همان خانواده ای که کدهای اولیه ی شناخت را به انسان می دهد و او را برای ورودبه جامعه آماده می کند. خانواده می تواند مطابق تعاریف رسمی ومنطبق براین تعاریف یک گروه اجتماعی متشکل ازیک مرددر جایگاه پدرویک زن در جایگاه مادرو چند فرزند دیگر آنها باشد ، می تواند تنها از یکی ازاین عوامل ؛ پدریا مادریا پدر خوانده یا مادر خوانده یا هر انسان دیگری در این نقش تشکیل شده باشد . حتی می تواند جمعی بزرگترمانند یک شیرخوارگاه یا یتیم خانه را