لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
حادثه 11 سپتامبر
مقدمه:
اشاره کلی به موضوع:
حادثه یازدهم سپتامبر درحافظه جهان بعنوان حادثهای عرب- اسلامی پشت شده است گویا تمامی عواملی این حادثه عربها و مهمترین آنها هم تبعه عربستان سعودی بوده اند. اگرچه همه عربها مسلمانند و همه مسلمانان، عرب و بلکه اکثریت قاطع (حدود سه چهارم) مسلمانان جهان، غیرعرب هستند ولی به عنوان خاستگاه اولیه دین اسلام بیش از همه جهان عرب، بعنوان نماینده جهان اسلام در اذهان جهانی جای گرفته است و از این رو هزینه های یازدهم سپتامبر به حساب همه مسلمانان از همه نژادها گذاشته شد.
اجرا کنندگان عملیات یازدهم سپتامبر نه از مناطق فقیر نشین جهان اسلام که پرورده مرفه ترین مناطق جهان اسلام و بلکه تمام جهان و برخوردار از مدرن ترین امکانات معیشتی و آموزشی بوده اند. بنابراین به اجمال میتوان عامل اقتصاد و یا تضاد طبقاتی ناشی از نابرابری و ناعدالتی اقتصادی را در تحلیل این حادثه تا حدی منتفی دانست. سیاستهای بین المللی و منطقه ای امریکا و اروپا بویژه متوحش صهیونیستی، همواره موضوع یکی از انتقادات و اعتراضات دائمی جهان عرب نسبت به غرب بوده و هست اما روشن است که نمی توان همه جا از سیاستهای غرب نشانه های دشمنی با اسلام را دریافت.
غرب در برابر اردوگاه کمونیسم از مسلمان ها حمایت های جدی کرده است از مجاهدان مسلمان افغانستان در برابر اتحاد جماهیر شوروی از مسلمانان بوسنی و هرزگوین و کوزوو در برابر دولت یوگسلاوی و از جدایی طلبان مسلمان و چچن در برابر روسیه و …
شاید بتوان گفت نه حمایت غرب از مسلمانان در مناطق یادشده را باید پای حساب حمایت از اسلام نوشت و نه حمایت از رژیم صهیونیستی در مقابل فلسطین مسلمان را به معنای حمایت از یهودیت به شمار آورد. سیاست غرب، عمدتاً تابع مولفه های دیگری است که مهمترین آن حفظ هزمونی و حذف یا کاستن هرگونه رقیب احتمالی و یا فعلی است. چرا جهان عرب بعنوان وسیعترین جهان اسلام نتوانسته است چندان در دل سیاست غرب جای باز کند تا غرب را به ترجیح منافع خویش بر دولتی کوچک که در دل کشورهای اسلامی چونان دشنه ای نشسته است وادارد؟
چرا عمده ترین رسانه های تاثیرگذار بر افکار عمومی غرب به منافع صهیونیستی وابسته اند و جهان عرب در این زمینه کم ترین بهره را دارد؟
به نظر می رسد کم بهرگی عربها در این حوزه به عدم توانایی مالی آنها برنمی گردد بلکه ساختار سیاسی حاکم بر غالب کشورهای عرب ماهیت تقریبا دموکراتیک و آزاد و غیرقابل کنترل این رسانه ها را بر نمی تابد. دولتهای عرب غالباً و بلکه اجماعاً غیردموکرات هستند و به سبک قرون کهن گذشته (شیوخت و امارت و آرای ساختگی 9/99 درصدی) اداره میشوند و غرب حداقل به سه دلیل عمده از دست کاری کردن و با تغییر کلی این ساختار پرهیز دارد غرب برآن است که سابقه استعماری اش در مناطق اسلامی و به ویژه خاورمیانه به حد کافی پرونده اتهاماتش را قطور کرده و دیگر جایی دخالت و یا فشار برای تغییر نظامهای سیاسی عربی با توجه به سابقه سوءاش باقی نمانده است.
روزنامة همشهری شهریور 1384 سپتامبر 2005 ویژه نامه
متن (اهمیت، ضرورت، انعکاس آن)
با یک حساب سرانگشتی میتوان حدس زد که هرگونه تغییرات ساختاری در نظام های سیاسی و به تعبیر دیگر دموکراتیزه شدن فضای سیاسی کشورهای عربی معادله را به نفع اسلام گرایان سیاسی و با بنیادگرایان اسلامی که غرب را دارالکفر می شمارند، عوض خواهد کرد. نمونه الجزایر در این زمینه شاهدی گویا است و چنین چیزی برای غرب بسیار ناگوار است. غربی ها معتقدند که اسلام گرایان تندرو در شعار دموکراسی خواهی خود صادق نیستند و مطلوبیت سازوکارهای دموکراتیک مانند انتخابات آزاد و پارلمان و برای ایشان مطلوبیتی معرفتی و همیشگی نیست بلکه ضرورت این سازوکارهای در حد ضرورت اکل میته است و الضرورات تبیع المحضورات (ضرورت ها ممنوعات را مباح می سازد) و این ضرورت تا زمانی اعتبار دارد که خودشان از نردبان قدرت بالا روند و پس از آن دیگر به نردبان نیازی نخواهند دید این مطالب را موریس دو ورژه استاد سرشناس جامعه شناسی سیاسی در سال 1991 به صراحت بیان کرد و کشورهای غربی را به ایجاد مانع بر سر راه به قدرت رسیدن اسلام گرایان سیاسی و جلوگیری از آن فراخواند.
جهان به ویژه اروپا نفت خود را از حوزة جغرافیایی اسلام تأمین میکند و هرگونه ناآرامی در این منطقه برای آنها فاجعه اقتصادی در پی خواهد داشت.
اکنون این پرسش مطرح است که چرا آن که بنیادگرایی زادگاهی غربی دارد و اصالتاً از آن فرقه ای از کاتولیک ها بود که در راه تحمیل عقیده خویش، اعمال زور را نیز مشروع می دانستند و هنوز هم این فرقه فعال است. بنیادگرایی اسلامی که مشابه نمونه غربی اش است به مساله ای جهانی تبدیل شده است به نخست وزیر بریتانیا در سال 2003 جنگ با تروریسم را بزرگترین اولویت کاری و مقدم بر همه مشکلات جهانی خواند و روشنفکران آمریکایی در بیانیه مشهور خود در فوریه 2002 با عنوان برای چه می جنگیم؟ حادثه یازدهم سپتامبر را نقطه ای تعیین کننده و بنیادین برای نوع رابطه غرب با جهان عرب و اسلام برشمردند.
برای یافتن پاسخ به پرسش فوق در همین نزدیکی ها باید در این سخن بن لادن رهبر سازمان بنیادگرای القاعده تأمل کرد که جهان دو اردوگاه دارد اردوگاه ایمان و اردوگاه کفر و میان این دو چالش و نزاعی ابدی جریان دارد که جز با فروپاشی کفر نمی توان از آن بیرون شد.
سرچشمه های برخورد یازدهم سپتامبر ریشه های و همینطور بهتر میباشد.
همشهری شهریور ماه 1384 و اطلاعات شهریور ماه 1384
اعتقاد فلسفی:
چندی از «یازده سپتامبر» نگذشته بود که «جیووواناپورادوری» استاد فلسفه دانشگاه «وامار» در نیویورک، با این دو فیلسوف درباره این «رویداد» تروریسم و مدرنیته به گفت و گو نشست بورادوری اعتراف میکند مانند تمام فیلسوفانی که از دهة 1980 سر برآمدهاند، من هم معتقد بودم که هابرماس و دریدا به شدت نگرشهای متضادی نسبت به روشن گری دارند هابرماس از آن دفاع می کرد، و دریدا آن را در می کرد. فضای فکری مسلط آن سالها مبنی بر این که در ید هابرماس متفکران روشنگری ست، کاملاً اشتباه است»
هم چنین دو واکنش سریع امریکا برای حمله کردن مخالف اند، هر دو از ارائه تعریف مشخصی از تروریسم تردید دارند. زیرا بدین ترتیب نمی خواهند به آن مشروعیت بدهند. در عین حال معتقدند که باید از اصل بین المللی کلاسیک مبنی بر دولت … ملت به نظم جدید جهانی مبتنی بر وحدت قاره ها برسیم ویژگی بارز این «رویداد» را جهان ارتباطی و شبح گونه بودن تروریسم می دانند.
بنیان گراهای مذهبی- نظامی آشکارا با سکولارسازی و مدرنیته مخالفند. به همین خاطر بورادوری معتقد است «فلسفه با اسلحه فراخوانده میشود» موضوع این گفتگو ارایه تحلیلی از 11/9/ است تا به بازنگری اعتقادی از اعتبار و صحت طرحها و ایده های روشنگری دست یافت»
همشهری 1384 شهریور ماه
نگرش:
آیا شما مفکر میکنید آن چه ما «یازدهم سپتامبر» می نامیم، رویدادی بی سابقه است، رویدادی که اساساً شیوه نگرش به خود را تغییر میدهد.
قرن بیستم شهری که بیش از سه دهه مسحور خود کرده است این بار بیشتر احساس غریبه را داشته است «پایتخت» وطن پرستی دوآتشه و به بیان دقیق تر گستاخانه با شعار «ما ایستاده ایم امریکا» وجود داشت که شرایط را تغییر داده بودند حساسیت وحدت خواهی و همراهی در برابر روحیة فرضی «ضدآمریکایی نسبت به خارجیان، این مهربانی شکوه خود را به کمی عدم اعتماد و سوظن برده است.
حتی آنهایی که در نگرش انتقادی سابقه غیرقابل تردیدی داشتند، چنانکه من در میان دوستان امریکایی ام دارم، باید محتاطانه در رابطه با این نگرش رفتار می کردند. از آن زمان مداخله [امریکا] در افغانستان در مباحث سیاسی صرفاً خود را میان اروپائیان (با میان اسرائیلی ها) یافتیم. از طرف دیگر، تنها آنجا بزرگی این رویداد را احساس کردم. وحشت این فاجعه که اندوه پراکنده باورهای هراس انگیز به پشت این هجوم خطرناک و نیز یاس خفقان آوری که بر سطح شهر جاری بود، در آنجا همه اینها تجربه بسیار متفاوتی نسبت به اینکه آدم در خانه خود باشد شکل داد هر دوست و آشنایی دقیقا به یاد میآورد که آن روز در ساعت 9 صبح چه کار می کرد. خلاصه تنها آنجا بود که توانستم فضای دلهره ای را درک کنم که در پرسش شما منعکس است. نمی دانم آیا خود پرهیز می کردند در هر حال اعلامیه های مک روناشناس دربارة حملات تازه و هشدارهای بی معنی «به هوش باش» فضای ابهام آمیز دلهره را همراه با آمادگی نامطمئن برانگیخت که دقیقا در راستای هدف تروریست ها بود. در نیویورک که مردم آماده بدترین حادثه بودند. البته هراس از سیاه زخم (حتی برخورد هواپیما در کورینتز) به توطئه شیطانی اسامه بن لادن نسبت داده میشود.
اگر حمله وحشت آور یازده سپتامبر در تاریخ جهان وقفه و مکثی به وجود آورده چنانکه بسیاری فکر میکنند در این صورت باید از مقایسه با دیگر رویدادهای برخورد آمیز تاریخی جهان دست برداشت.
نظر سازمان ملل:
دستور کاری را در مسیر درستی قرار دارد. هر چند بعد از یازده سپتامبر، دولت مردان اروپا کاملاً شکست خوردند. آشکارا نتوانستند فراسوی چشماندازملی، منافع خود را ببینند و دست کم از کالین پاول وزیر خارجه [دولت آمریکا] در برابر تندروها حمایت کنند به نظر میآید دولت بوش کم و بیش آرام آرام به مشکل یک ابر قدرت خود محور بیرحم
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
آزادی بیان از دیدگاه اسلام:
آزادی همزاد انسان است. پس انسان فطرتاً آزاد است. خداوند او را آزاد آفریده است و هیچ کس نمی تواند این ویژگی را از او بزداید. آزادی یک ارزش انسانی است. به همین جهت اعتقاد داریم که در انسان، آزادی اصالت دارد. چه آزادی عقیده و ... محدود کردن آزادی یک استثناء است که نیازمند دلیل و توجیه عقلانی و وحیانی میباشد. بنابراین طبیعی است که بگوئیم تمام ادیان آسمانی، عهده دار حفظ آزادی انسان بودهاند و در برابر به بردگی کشاندن انسان قاطعانه ایستادگی کردهاند و فرقی ندارد که این به بردگی کشیدن جنبه مادی داشته باشد یا معنوی و امثال ذلک.
اسلام نه تنها به عنوان آخرین دین آسمانی نیز از این قاعده خارج نیست بلکه همیشه بر آزادی انسان تأکید کرده و آن را تضمین کرده است و در برابر همه انواع سوء استفاده و به بردگی کشاندن انسان ایستادگی نموده است. امام علی (ع) میفرماید: «لاتکن عبد غیرک وقد خلقک الله حراً». عمر بن خطاب خلیفه دوم نیز کسانی را که مردم دیگر را به بردگی میکشاندند مورد خطاب قرار داد و به ایشان گفت: «تا کی مردم را به بردگی میکشید در حالی که مادرانشان ایشان را آزاد به دنیا آوردهاند».
یکی از انواع آزادیهای مورد نظر اسلام، آزادی بیان است. یعنی انسان بتواند آزادانه اندیشهها، اعتقادات، احساسات و عواطف خود را به صورت طبیعی و مرسوم بیان کند. زیرا انسان جامد نیست بلکه موجودی متحرک است و وجود او نیاز دارد که نسبت به پیرامون خود واکنش نشان دهد و مکنونات درونی خود را ابراز نماید. اسلام – به عنوان یک دین و با صرف نظر از عملکرد بعضی از وابستگان آن – هیچگاه برای ساکت کردن نَفَسها و کشتن روح ابداع و ابتکار در مردم کاری صورت نداده است. از این رو تاریخ اسلامی ما سرشار از ابداع گران عرصه ادب و هنر و موسیقی است. میبینیم گروههای بسیاری بودند که با آزادی تمام اندیشه های مخالف خود را بیان مینمودند و اسلام هیچگاه آنان را تحت فشار قرار نداد. بلکه عکس آن دیده میشود.
قرآن مجید اشاره میکند بودند کسانی پیامبر گرامی اسلام(ص) را ساحر و دروغگو و شاعر و کاهن میگفتند یا در مسأله معاد تردید میکردند و در بسیاری دیگر از مفاهیم و احکامی اسلامی تشکیک مینمودند.
ولی ویژگی نظام آزادیها در اسلام این است که دیدگاه خاصّی نسبت به هستی و زندگی دارد، به غیب ایمان دارد و به روز قیامت باورمند است. پس آزادیها نیز باید در همین راستا حرکت کنند. اسلام ایده «آزادی برای آزادیت» را ترویج و تشویق نمیکند، بلکه اعتقاد دارد که آزادی باید در خدمت پیشرفت و تحول و ابداع و حرکت تاریخ باشد. پس آزادی بیان نیز باید در راستای همین نظام بشری باشد با توجه به این دیدگاه انسانی، آزادی بیان یک ارزش اساسی در مجموعه ارزشهای انسانی است ولی شمامل همه ارزشهای بشری نمیشود. کرامت انسانی و حرمت بشری نیز وجود دارد. خطایی غیرقابل توجیه است اگر تحت عنوان آزادی بیان، کرامت و حرمت انسانهای دیگر را زیر پا بگذاریم. پس اگر نظام آزادیها در اسلام مبتنی بر ایمان به خداوند است، طبیعی است که نهایت آزادی نیز هیچگاه از این نظام نباید فراتر برود و به توهین به خداوند و کتابهای آسمانی او و پیامبران گرامیاش بینجامد.
با توجه به آن چه بیان گردید، دور از انتظار نیست که آزادی بیان بعضی ضوابط و شرایط و محدودههایی داشته باشد که مصالح نوعی و عمومی آن را ایجاب مینماید. مهمترین این ضوابط این است که آزادی بیان هیچگاه نباید به حریم خصوصی افراد وارد شود. تحت عنوان آزادی رسانهای ورود به این منطقه برای هیچ کس جایز نیست. نباید اسرار مردم را بیرون ریخت و آنان را رسوا کرد. ضابطه دیگر به عامل اخلاق مربوط است. یعنی جایز نیست که آزادی بیان مرزهای اخلاقی جامعه را زیر پا بگذارد و جوانان و کودکان و زنان جامعه را دچار فساد و تباهی نماید. ضابطه دیگر این است که آزادی باید در چارچوب مصالح ملّی و میهنی حرکت کند. هیچ نویسنده یا روزنامهنگاری حق ندارد اسرار نظامی کشور خود را فاش کند. این کار خیانت بزرگی است. همه کشورها در مجازات کردن کسی که این کار را انجام دهد، متفق القولند.
از این رو همیشه برای کسانی که آزادی بیان را یک مسأله غیرقابل مناقشه میدانند تأکید میکنیم که ویژگیها و خصوصیتهای ملّتهای دیگر را بشناسند و وارد عرصههایی که توهین به دیگران محسوب میشوند نگردند. اگر تعدی به تمامیت ارضی یا موجودیت یک دولت خیانت بزرگی به شمار میآید، از نظر ما مسلمانان، تعدی و توهین نسبت به همه پیامبران الهی و پیامبر گرامی اسلام(ص) بسیار خطرناکتر و بزرگتر از آن است. زیرا پیامبران الهی نقش بس ارزندهای برای همه انسانها داشتهاند. پیامبران بودند که بشر را از ظلمتها و تاریکیها به سوی نور و روشنایی بیرون بردند. اهداف اصلی غرب که پشت نقاب آزادی بیان خود را پنهان کردهاند به تدریج رو می شود. لذا ما از این بابت بسیار احساس خطر میکنیم. در جایی که به اسلام و پیامبر گرامی آن توهین میشود، آزادی رنگ تقدس به خود میگیرد. چندی پیش مورخ انگلیسی به خاطر تحقیق در مسأله یهودیسوزی محاکمه شد. پیش از این نیز روژه گارودی اندیشمند مسلمان فرانسوی به محاکمه کشیده شد.
ما عمیقاً اعتقاد داریم که دارند نقشه میکشند که آزادی بیان، هرچیزی را که نام اسلام بر خود دارد به لجن بکشند. نزدیک است آزادی بیان به نفاق سیاسی و فکری نیز بینجامد. دولتهای غربی در رابطه با اعراب و مسلمانان و اعتقادات و نمادهای دینی و تاریخی آنها گرفتار نفاق سیاسی و فکری
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن .doc :
زندگی بودا
«گوتاما بودا» در سال 560 پیش از میلاد مسیح در «لومبینی» نزدیک شهر کهن «کاپیلاواتسو» در جنوب نپال پا به عرصه هستی نهاد. «گوتاما» پسر «سودودانا» یکی از شاهزادگان قبیله «شاکیا» یا طبق بعضی روایات، پادشاه «شیاکیاها» بود. اسم «گوتاما» عنوانی است که قبیله های «شاکیاها» بنا به سنن کهن خانوادگی از اسامی پاکبازان کهن گرفته بوده اند. «بودا» پیش از آنکه به واقعیت بیدار شود معروف به «گوتاماشاکیامونی» یا «مرتاض شاکیاها» بوده است، بعد از آنکه وی به واقعیت رسید او را «بودا» یا «آنکه به واقعیت بیدار شده است» نام گذاردند و اسامی دیگری نیز چون «سیدارتا» «آنکه به هدف نهائی رسیده است» و «تاتهاگاتا» «آنکه بدان ساحل پیوسته است» یا «چنین رفته» (یا چنین آمده است) به او تعلق گرفت. رساله های «جاتاکا» شرح زندگی «بودا» را توأم با افسانه های معجزه آسا جلوه داده اند و ما بودا را بنا به همین افسانه ها معرفی خواهیم کرد.
پیش از آنکه بودا در این جهان ظاهر شود، «بودی ساتوائی» (بودای بالقوه) بوده است که در فردوسی معروف «توشیتا» می زیسته است. خدایان او را مأمور ساختند تا ظاهر شود و بر گسستن زنجیر اسارت همت بگمارد. بودای آینده پدر و مادر و خانواده نجیبی را که می بایستی در آن بدنیا آید و بزرگ شود برگزید. ما در آینده او «ماهامایا» همسر پادشاه «شاکیاها» شبی بخواب دید که فیل سفید و باشکوهی از آسمان پائین آمده و در بطنش جای گرفته است. منجمین شاه در تعبیر این رؤیا متفق الاراء گفتند که ملکه فرزندی در بطن دارد که یا به مقام فرمانروائی جهان خواهد رسید و یا خانه و دنیا را ترک گرفته و بودا خواهد شد. ملکه که روزی برای دیدن خویشاوندان خود بسوی شهر «دماهرادا» رهسپار بود در نزدیکی «لومبینی» احساس کرد که هنگام وضع حمل فرا رسیده است. وی دست راستش را برای گرفتن شاخه درختی دراز کرد و درخت خم شد و شاخه خود را در دست ملکه جای داد و ملکه بدون احساس کوچکترین دردی، فرزندی از پهلو بدنیا آورد. پیدایش بودا طبق این روایت نوعی تولد بکر و زایش دوشیزگانه بوده است و از این رو شباهت بسیار به وجود آمدن مسیح دارد.
تمام خدایان از قبیل «ایندرا» و غیره در این وضع حمل معجزه آسا حضور داشتند و چهار فرشته برهمن، نوزاد را در دست گرفتند. نوزاد پس از دنیا آمدن پای روز زمین نهاد، سرود پیروزی خواند و هفت گام بسوی ده جهت فضا برداشت و کسی را نیافت که در جهان بتواند با او برابری کند. همزمان با تولد بودا همسر آیند? او و درختی که بعدها زیر سای? آن بواقعیت بیدار شد، بوجود آمدند .
هنگام تولد بودا تمام جهان هستی در جوش و خروش بود. زمین لرزه های پی در پی بوقوع پیوست. گلهای زیبا و رنگارنگ شکوفا شدند و دانه های ملایم و لطیف باران فرو ریختند. سرودهای آسمانی از هر سوی بگوش می رسید و عطر سکرآرو و دلپذیری تمام فضای عالم را فرا گرفته بود و آبهای شور دریاها تلخی خود را از دست داده و شیرین شده بودند. این علائم در واقع غیر عادی تعبیر نشده اند، چون هرگاه بودائی ظاهر شود چنین علائم خارق العاده ای در بر خواهد داشت.نوزاد را نزد پدر بردند و نشان های او را باز شناختند و گفتند که وی در سن سی و پنج سالگی یا فرمانروای جهان خواهد شد و یا بودا. «سودودانا» پدر «بودا» اطلاع حاصل کرد که فرزندش پس از دیدن چهار علامت که شامل یک پیرمرد و یک بیمار و یک جسد و یک راهب است، زندگی دنیوی را ترک خواهد گفت و خرقه راهبان را بتن کرده و راه «بوداها» را در پیش خواهد گرفت. «سودودانا» چون بر این امر واقف شد، گفت: «از این پس هرگز نگذارید چنین افرادی نزد فرزند من شوند، من مایل نیستم که فرزندم بودا شود می خواهم که او فرمانروای چهار اقلیم و دو هزار جزیره اطراف آن گردد... و چون این گفت سپاهیان بسیار در هریک از جهات فضا نهاد تا هیچیک از چهار علامت به نظر فرزندش نیاید.
بیشتر افسانه ها، «گوتاما» را جوانی نیرومند جلوه داده اند که دست به کارهای پهلوانی بسیار می زده است. وی در ضمن هوش سرشاری نیز داشته و مطالب مشکل را در اسرع اوقات می آموخته است. در سن شانزده سالگی در مسابقه تیراندازی، تیر او هفت درخت را در آن واحد سوراخ کرد و وی قهرمان مسابقه بزرگ شناخته شد و همچون پاداش، دختر عمویش را که «یاشودا» نام داشت برای همسری وی برگزیدند و «گوتاما» بعد از ازدواج دارای پسری شد که او را «راهولا» نامیدند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن .doc :
« به نام خداوند بخشنده و مهربان »
(( هر گونه معرفت انسانی، از تفکر و تأمل آغاز می شود. از آنجا به مفهومها میرسد و سرانجام به اندیشه ها ختم میشود. ))
« کانت »
روشهای تدریس ریاضی که عموماً مبتنی بر تلقین و تحمیل نظریات است و در سایه تمرین و تکرار به بالاترین سطوح محفوظات دانشآموزان می پردازد منسوخ است زیرا با این روش ها ممکن نیست اندیشه ریاضی را در دانشآموزان پرورش داد.
میان قواعدگوناگون و وادار کردن دانشآموزان به تمرین و تکرار، علاقه و دلبستگی آنان را به ریاضیات می خشکاند و مانع رشد و تکامل عقل آنان میشود.
به گفته پولیا، حل مسئله شامل چهار مرحلهی فهم مسئله، طراحی نقشه، اجرای نقشه و دوبارهنگری است.
دانشآموزان درک مفهومی را از طریق تفسیر اصول ریاضی در یک مسئله و ترجمهی این ایدهها به یک بازنمایی منسجم ریاضی با استفاده از حقایق مهم مسأله به نمایش میگذارند.
دانشآموزان زمانی درک مفهومی خوبی از ریاضی را در یک مسئله نشان میدهند که بازنمایی مناسب را انتخاب کرده و از اطلاعات مرتبط استفاده کنند، اصطلاحات ریاضی را با دقت به کار برند و رویه های ریاضی قابل کاربرد را انتخاب نمایند. اما دانشآموزانی که به حفظ کردن روی میآورند، فاقد فهم و درک بوده و احتمالاً احساس رضایت اندکی خواهند داشت و شاید به طور کامل از یادگیری دست بکشند. در حقیقت شواهد نشان میدهند که اگر دانشآموزان، با تکرار و به شکل طوطی وار به حفظ کردن و تمرین کردن رویه ها بپردازند، برایشان مشکل خواهد بود که در آینده دوباره به این مفاهیم برگشته و درک عمیقتری از مفاهیم ریاضی که در پس آن رویه ها قرار دارد، پیدا کند. در این مقاله سعی کردم انتگرال را به صورت مفهومی بیان کنم. اکثر دانش آموزان قواعد انتگرالگیری را به خوبی میدانند و بسیاری از مسائل را میتوانند حل کنند ولی اگر از آنها پرسیده شود انتگرال چیست؟ اکثر آنها نمی دانند انتگرال چیست و چرا انتگرال می گیریم.
انتگرال چیست؟
انتگرال چیست؟ انتگرال یعنی مجموع یا مجتمع. در الکترونیک به واژه IC برخورد میکنیم که مخفف کلمه Integrated Circuit و به مفهوم مجتمع تعدادی مقاومت الکتریکی، خاذن ها، ترانزیستورها دیودها و غیره میباشد.
از واژه انتگرال ( Integral) در ریاضی نیز به همین معنی ولی به طور اخص مجموع بینهایت کوچکها مفهوم می شود. مثلاً میگوئیم مجموع نقاط یک خط است. به عبارت دیگر از انتگرال نقطه ها یعنی جمع نقطه هایی که کنار هم قرار گیرند، خط حاصل میشود. پس به صورت دستوری، می توانیم بنویسیم :
( نقطه ها ) مجموع = خط
اگر نخواهیم به صورت انشائی بنویسیم یا برای سهولت نوشتن، از علائمی استفاده میکنیم.
از آنجا که خط یک طول است، و طول را معمولاً به x نمایش می دهیم، می توان از این حرف استفاده کرد. البته هر حرف دیگری را هم میتوان بکار برد، حتی خودکلمه را، ولی اگر از کلمه خط استفاده شود فقط خود ما یا فارسی زبان ها به معنی آن واقف خواهند بود. برای تفهیم بین المللی است که از حرف x یا این قبیل حروف بهره گرفته می شود. پس میتوان نوشت :
( نقطه ها ) مجموع = x
علامت جمع در لاتین و در انگلیسی S است. این حرف Sum و به معنی جمع است و معمول شده است که آنرا کمی طویل بنویسند تا بر محتویات بعدی محاط باشد لذا به صورت ( ) نمایش میدهند. پس رابطه فوق به شکل زیر جلوه می کند.
( نقطه ها ) = x
ولی نقطه چیست؟ آنطور که در دبستان آموختهایم نقطه هیچ بعد یا اندازه ای ندارد ولی این تعریف نمی تواند صحت داشته باشد چه مجموع هیچ باز هم هیچ است نه خط.
تعریف درست آنست که نقطه نیز داراری سه بعد یا سه اندازه طول، عرض و عمق یا ارتفاع است. ولی این ابعاد به قدری کوچک هستند که تقریباً صفرند ولی به هر حال وجود دارند.
اندازه های خیلی کوچک را به d نمایش میدهیم. بنابراین طول، عرض و ارتفاع نقطه را به ترتیب به dx و dy و dz مینمایانیم. استدلال میکنیم که چون نقاط با طولهای بسیار کوچک dx کنار هم چیده شوند، خطی به طول x تشکیل میشود.
این استدلال به زبان ریاضی به صورت زیر نمایش داده می شود :
(1)
dx را دیفرانسیل x می خوانیم و از رابطه 1 میگوئیم که انتگرال dx یا انتگرال
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
در صورتی که شاخهای علمی مد نظر نباشد، معنای آن، دادههایی بهشکل ارقام و اعداد واقعی یا تقریبی است که با استفاده از علم آمار میتوان با آنها رفتار کرد و عملیات ذکر شده در بالا را بر آنها انجام داد. بیشتر مردم با کلمة آمار به مفهومی که برای ثبت و نمایش اطلاعات عددی به کار میرود اشنا هستند . ولی این مفهوم منطبق با موضوع اصلی مورد بحث آمار نیست. آمار عمدتاً با وضعیتهابیی سر و کار دارد که در آنها وقوع یک پیشامد به طور حتمی قابل پیش بینی نیست. اسنتاجهای آماری غالباً غیر حتمی اند،زیرا مبتنی بر اطلاعات ناکاملی هستند. در طول چندین دهه آمار فقط با بیان اطلاعات و مقادیر عددی در باره اقتصاد،جمعیت شناسی و اوضاع سیاسی حاکم در یک کشور سر و کار داشت .حتی امروز بسیاری از نشریات و گزارشهای دولتی که توده ای از آمارو ارقم را در بردارند معنی اولیه کلمه آمار را در ذهن زنده می کنند .اکثر افراد معمولی هنوز این تصویر غلط را در باره آمار دارند که آن را منحصر به ستونهای عددی سرگیجه آور و گاهی یک سری شکلهای مبهوت کننده می دانند .بنابر این یادآوری این نکته ضروری است که نظریه و روشهای جدید آماری از حد ساختن جدولهای اعداد و نمودارها بسیار فراتر رفته اند. آمار به عنوان یک موضوع علمی،امروزه شامل مفاهیم و روشهایی است که در تمام پژوهشهایی که مستلزم جمع آوری داده ها به وسیله یک فرایند آزمایش و مشاهده و انجام استنباط و نتیجه گیری به وسیله تجزیه و تحلیل این داده ها هستند اهمیت بسیار دارند.
علم آمار
علم آمار، خود مبتنی است بر نظریه آمار که شاخهای از ریاضیات کاربردی به حساب میآید. در نظریهٔ آمار، اتفاقات تصادفی و عدم قطعیت توسط نظریهء احتمالات مدلسازی میشوند. در این علم، مطالعه و قضاوت معقول در بارهٔ موضوعهای گوناگون، بر مبنای یک جمع انجام میشود و قضاوت در مورد یک فرد خاص، اصلاً مطرح نیست.
از جملهٔ مهمترین اهداف آمار، میتوان تولید «بهترین» اطّلاعات از دادههای موجود و سپس استخراج دانش از آن اطّلاعات را ذکر کرد. به همین سبب است که برخی از منابع، آمار را شاخهای از نظریه تصمیمها (Decision theory) به شمار میآورند.
این علم به بخشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی تقسیم میشود. از طرف دیگر می توان آن را به دو بخش آمار کلاسیک و آمار بیز تقسیم بندی کرد. در آمار کلاسیک، که امروزه در دانشگاه ها و دبیرستان ها تدریس می گردد، ابتدا آزمایش و نتیجه را داریم و بعد بر اساس آن ها فرض ها را آزمون می کنیم. به عبارت دیگر ابتدا آزمایش انجام می شود و بعد فرض آزمون می گردد. در آمار بیزی ابتدا فرض در نظر گرفته می شود و داده ها با آن مطابقت داده می شوند به عبارت دیگر در آمار بیزی یک پیش توزیع داریم-توزیع پیشین- و بعد از مطالعه داده ها و برای رسیدن به آن تئزیع پیشین توزیع پسین را در نظر می گیریم.
عمل آماری
شامل برنامهریزی و جمعبندی و تفسیر مشاهدات غیر قطعی است بهشکلی که[1] :اعداد نمایندهٔ واقعی مشاهدات بوده، غیر واقعی یا غلط نباشند.
بهنحو مفیدی تهیه و تنظیم شوند.
بهنحو صحیح تحلیل شوند.
قابل نتیجهگیری صحیح باشند.
روشهای آماری
مطالعات تجربی و مشاهداتی هدف کلی برای یک پروژه تحقیقی آماری، بررسی حوادث اتفاقی بوده و به ویژه نتیجه گیری روی تأثیر تغییرات در ارزش شاخصها یا متغیرهای غیر وابسته روی یک پاسخ یا متغیر وابسته است. دو شیوه اصلی از مطالعات آماری تصادفی وجود دارد: مطالعات تجربی و مطالعات مشاهداتی. در هر دو نوع از این مطالعات، اثر تغییرات در یک متغیر (یا متغیرهای) غیر وابسته روی رفتار متغیرهای وابسته مشاهده میشود. اختلاف بین این دو شیوه درچگونگی مطالعهای است که عملاً هدایت میشود. یک مطالعه تجربی در بردارنده روشهای اندازه گیری سیستم تحت مطالعه است که سیستم را تغییر میدهد و سپس با استفاده از روش مشابه اندازه گیریهای اضافی انجام میدهد تا مشخص سازد که آیا تغییرات انجام شده، مقادیر شاخصها را تغییر میدهد یا خیر. در مقابل یک مطالعه نظری، مداخلات تجربی را در بر نمیگیرد. در عوض دادهها جمع آوری میشوند و روابط بین پیش بینیها و جواب بررسی میشوند.
یک نمونه از مطالعه تجربی، مطالعات Hawthorne مشهور است که تلاش کرد تا تغییرات در محیط کار را در کمپانی الکتریک غربی Howthorne بیازماید. محققان علاقه مند بودند که آیا افزایش نور میتواند کارایی را در کارگران خط تولید افزایش دهد. محققان ابتدا کارایی را در کارخانه اندازه گیری کردند و سپس میزان نور را در یک قسمت از کارخانه تغییر دادند تا مشاهده کنند که آیا تغییر در نور میتواند کارایی را تغییر دهد. به واسطه خطا در اقدامات تجربی، به ویژه فقدان یک گروه کنترل محققاتی در حالی که قادر نبودند آنچه را که طراحی کرده بودند، انجام دهند قادر شدند تا محیط را با شیوه Hawthorne آماده سازند. یک نمونه از مطالعه مشاهداتی، مطالعه ایست که رابطه بین سیگار کشیدن و سرطان ریه را بررسی میکند. این نوع از مطالعه به طور اختصاصی از شیوهای استفاده میکند تا مشاهدات مورد علاقه را جمع آوری کند و سپس تجزیه و تحلیل آماری انجام دهد. در این مورد، محققان مشاهدات افراد سیگاری و غیر سیگاری را جمع آوری میکنند و سپس به تعداد موارد سرطان ریه در هر دو گروه توجه میکنند.
احتمالات
مقالۀ اصلی: احتمالات
در زبان محاوره، احتمال یکی از چندین واژه ای است که برای دانسته یا پیشامدهای غیر مطمئن به کار میرود و کم و بیش با واژههایی مانند ریسک، خطرناک، نامطمئن، مشکوک و بسته به متن قابل معاوضه است. شانس، بخت، امتیاز و شرط بندی از لغات دیگری است که نشان دهنده برداشتهای مشابهی است. همانگونه که نظریه مکانیک به تعاریف دقیق ریاضی از عبارات متداولی مثل کار و نیرو میپردازد، نظریه احتمالات نیز تلاش دارد تا مفاهیم و برداشتهای مربوط به احتمالات را کمّی سازی کند.
نرمافزارها
آمار مدرن برای انجام بعضی از محاسبات خیلی پیچیده و بزرگ به وسیله رایانه ها استفاده میشود. کل شاخههای آمار با استفاده از محاسبات کامپیوتری انجامپذیر شده اند، برای مثال شبکههای عصبی. انقلاب کامپیوتری با یک توجه نو به آمار «آزمایشی» و «شناختیک» رویکردهایی برای آینده آمار داشته است.
یکی از مهمترین کاربردهای آمار و احتمال با استفاده از رایانه شبیه سازی است .
شبیه سازی نسخهای از بعضی وسایل حقیقی یا موقعیتهای کاری است. شبیه سازی تلاش دارد تا بعضی جنبههای رفتاری یک سیستم فیزیکی یا انتزاعی را به وسیله رفتار سیستم دیگری نمایش دهد. شبیه سازی در بسیاری از متون شامل مدل سازی سیستمهای طبیعی و سیتمهای انسانی استفاده میشود. برای به دست آوردن بینش نسبت به کارکرد این سیستمها در تکنولوژی و مهندسی ایمنی که هدف، آزمون بعضی سناریوهای عملی در دنیای واقعی است از شبیه سازی استفاده میشود. در شبیه سازی با استفاده از یک شبیه ساز یا وسیله دیگری در یک موقعیت ساختگی میتوان آثار واقعی بعضی شرایط احتمالی را بازسازی کرد.
1- شبیه سازی فیزیکی و متقابل (شبیه سازی فیزیکی، به شبیه سازی اطلاق میشود که در آن اشیای فیزیکی به جای شی واقعی جایگزین میشوند و این اجسام فیزیکی اغلب به این خاطر استفاده میشوند که کوچکتر و ارزان تر از شی یا سیستم حقیقی هستند. شبیه سازی متقابل (تعاملی) که شکل خاصی از شبیه سازی فیزیکی است و غالباً به انسان در شبیه سازیهای حلقهای اطلاق میشود یعنی شبیه سازیهای فیزیکی که شامل انسان میشوند مثل مدل استفاده شده در شبیه ساز پرواز.)