لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
بررسی اثرات مصرف کودهای حاوی آهن
به منظور بررسی اثرات مصرف کودهای حاوی آهن ،منگنز،روی ومس وهمچنین تعیین حد بحرانی این عناصر درخاک های شدیداٌ آهکی طی سالهای 1375 تا 1378 چهار تحقیق گلخانه،هرتحقیق بر روی تعدادی از خاکهای مزارع گندم کاری منطقه زیر سددرود زن ،واقع در50 کیلومتری غرب شیراز انجام گرفت . خاکهای مورد مطالعه دارای کربنات کلسیم معادل 31 تا 49 در صد بودند و دامنه تغییرات عناصر عصاره گیری شده با روشDTPA در خاک مورد مطا لعه به ترتیب آهن از 2.8تا 12.8 ومنگنز از 2.3تا10.8 ،روی از 22.تا 1.12ومس از 36.تا2.28 میلی گرم در کیلوگرم خاک متغیر بود.آزمایش در سه تکرار و در قالب طرح کاملاًتصادفی بر روی گندم بهاره Triticum aestivum.L رقم غلات به اجرا در آمد. نتایج نشان داد مصـرف هـر یک از عناصرآهـن ،منگنز ،روی ومس در مقایسه با شاهد مربوطه موجب افزایش عملکرد دانه (به ترتیب 8و13و17 و5درصد) عملکردکلش(به ترتیب10و11و13و6درصد) غلظت عنصرمورد آزمایش در دانه به ترتیب (16و11و127و23 در صد )غلظت آنها در کلش به ترتیب (26و35و88و12در صد ) جذب عنصر مورد آزمایش توسط دانه به ترتیب (25و24و127 و23درصد) وجذب آنها توسط کلش به ترتیب(37و47و112و18) در صد گردید . با مصرف عناصرفوق میزان پروتئین ، وزن هزار دانه وتعداد دانه در خوشه به طور معنی داری افزایش یافت.
حدود بحرانی آهن ،منگنز ،روی و مس در خاک نیز به ترتیب4 -4/3-74/0 و8/0 میلی گرم در هر کیلو گرم تعیین گردید .گندم برای رشد بهتر به مواد غذائی مختلف از جمله عناصر غذائی کم مصرف آهن ،روی ،منگنزو مس نیاز دارد .کمبود این عناصر در خاک نه تنها موجب کاهش عملکرد گیاه می گرددبلکه از طریق کاهش غلظت این عناصر در مواد غذایی ،از جمله دانه گندم موجب کاهش جذب آنها به وسیله انسان و دام می شود که این امرباعث بروز بیماریهای مختلف و در نتیجه پایین آمدن سطح بهداشت و سلامتی جامعه می گرددو کمبود این عناصر در مناطق خشک و نیمه خشک و در خاک های با واکنش قلیایی،خاک های شنی ،خاک های فرسایش یافته وبه خصوص در خاک های آهکی شیوع بیشتری دارد .(ولچ وهمکاران 1991) در بیش از 30 کشور جهان که تحقیق صورت گرفته معلوم گردید که بیش از30در صد از خاک ها به نوعی به کمبود یک یا چند عنصر کم مصرف مبتلا هستند .
چاک ماک و همکاران ( 1996)با بررسی وضعیت روی در خاک های ترکیه آن رامشکل بزرگ گندم کاری در منطقه آناتولی ذکر نموده اند .محققان اخیراً گزارش کرده اند که در اثر مصرف روی عملکرد گندم 5تا554 و به طور متوسط 43 در صد افزایش یافته بود.
آگروال (1992) ضمن مطا لعه نیاز گندم به عناصر کم مصرف ،حد بحرانی آهن، منگنز،روی،مسدر خاک های زیر کشت گندم را به ترتیب 5-5/5-8/0-78/0 گزارش نموده است.
تاندون(1995)افزایش عملکرد گندم بر اثر مصرف آهن ،منگنز،رویفمس را به ترتیب 780-540-860-480 کیلو گرم در هکتار گزارش کرده است .
چیبا و همکا ران(1994) با انجام یک تحقیق گلخانه ایبر روی گندم اثرات مصرف مقادیر صفر تا640میلی گرم مس در کیلو گرم خاک مطالعه نمودندو نتیجه گرفتند که عملکرد دانه و ماده خشک گندم بامصرف مس تا10 میلی گرم در کیلو گرم خاک روندافزایش سریع ،از10تا20میلی گرمدر کیلو گرمروند افزایش کند و از 20تا40 میلی گرم در هر کیلو گرم خاک روندکاهشی داشته است.به طوری که باتصرف بیش از 40میلی گرم در کیلو گرم خاک علائم مسمومیت ظاهر گردید.
مجیدی (1376) با مصرف سولفات روی عملکردو متوسط غلظت روی در دانه را در کردستان افزایش داد.
نتایج در سال تحقیق توسط محققان موسسه تحقیقات خاک و آب در بیش از دو هزار مزرعه گندم در سراسر ایران حاکی از اثرات مثبت مصرف آهن و روی بر عملکردو غنی سازی گندم بوده است .در این تحقیقات مصرف 10 کیلو گرم در هکتار سکسترین آهن و40 کیلو گرم در هکتار سولفات روی ،محصول گندم را به طورمتوسط به ترتیب 463و483 کیلو گرم در هکتار افزایش داد.
بالا وآهک فراوان زمینه را برای کمبودعناصرکم مصرف فراهم می سازد. PH
مهمترین نقش منگنز ،دخالت این عنصر در آزادسازی اکسیژن فتوسنتزی در جریان شکستن مولکول آب است.به همین دلیل کمبود منگنزموجب کاهش فتوسنتزمی شود.در اثر کاهش فتوسنتز گیاهی میزان کربوهیدرات های محلول به خصوص درریشه ها به میزان زیادی کاهش می یابد .کاهش کربوهیدرات موجب کاهش تعداد دانه در خوشه و وزن هزار دانه ودر نتیجه موجب کاهش عملکردمی گردد.(مارشنر1995) همچنین اعلام شده است که مصرف روی در گندم موجب افزایش ارتفاع گیاه،تعدادپنجه وسرعت پنجه زنی شده و از طرفی سرعت رشد گیاه را تسریع کرده و موجب زود رسی دانه می گردد.علاوه بر این در اثر کمبود روی ،تشکیل پرچم ودانه گرده گندم آسیب دیده ودرنتیجه عملکرددانه به شدت پایین می آید.(براون وهمکاران 1993) ومحققین علت امر را کاهش مقدارIAA وپروتئین ذکر نموده اند.
نامبیار(1976) نیز در تحقیقی نشان داده است که مصرف سولفات مس موجب افزایش تعداد دانه در خوشه،تعداد خوشه در گیاه ووزن هزار دانه می گردد وبه همین دلیل افزایش عملکرد گندم در اثر مصرف مس در خاکهای فقیراز لحاظ این عنصر قابل انتظار است.
اگراوال (1992) نیز ضمن تعیین نیاز گندم به عناصر کم مصرف نشان داد که مصرف این عناصر موجب افزایش غلظت وهمان عنصر در برگ و همچنین افزایش عملکرد دانه گندم می شود.
تحقیقات محمد و همکاران 1990 حاکی از تاثیر مثبت مصرف آهن و روی بر غلظت ،جذب وعملکرد دانه می باشد. این محققین نشان دادند که محلول پاشی موجب ایجاد بالاترین غلظت و جذب این عناصر در اندام هوایی و مصرف خاکی موجب ایجاد بالاترین غلظت و جذب آهن در دانه می شود و اینکه کاربرد آهن و روی به هر روشی، عملکرد ماده خشک گندم را بالا می برد.
بانسال(1990)نیز نشان داد که بین روی در خاک و عملکرد دانه و عملکرد کل گندم رابطه معنی داری وجود دارد. وی حد بحرانی روی در خاک را 75/0 میلی گرم در هر کیلو گرم خاک تعیین نمود.
در تحقیقی توسط عبدالحسین ضیائیان و محمد جعفر ملکوتی در بررسی اثرهای مصرف سولفات منگنز به افزایش عملکرد و غنی سازی گندم آبی و تعیین حد بحرانی آن در خاکهای شدیداً صورت گرفت. در این تحقیق اثر دو سطح صفر و 10 میلی گرم منگنز به ازاء هر کیلوگرم خاک از منبع سولفات منگنز در گلدانهایی با گنجایش پنج کیلوگرم خاک در سه تکرار در قالب طرح کاملاً تصادفی مطالعه گردید و نتایج نشان داده که مصرف منگنز موجب افزایش معنی داری به ترتیب معادل 9 و35 و 47 درصد در وزن ماده خشک وغلظت و جذب کل منگنز در اندامهای هوایی گردیده است وبا مصرف منگنز مقدار پروتئن دانه، وزن هزار دانه و تعداد دانه در خوشه بطور معنی داری افزایش یافت.
تحقیقات امامی و بهبهانی زاده (1989) نیز حاکی از تاثیر مثبت منگنز بر تولید ماده خشک گیاهی بود.
اوکی (1984) اعلام نمود که کمبود منگنز تا 16 درصد از وزن اندامهای هوایی را می کاهد. وی علت این امر را به کاهش فتوسنتز و متابولیسم گیاهی ربط داد.
تحقیقات نشان می دهد که بر اثر سولفات منگنز، غلظت منگنز در اندامهای هوایی از 51.5 به 69.5 میکرو گرم در گرم و جذب آن توسط اندامهای فوق از 579 به 852 میکروگرم در گلدان افزایش یافته است.
تحقیقات امامی و بهبهانی زاده نیز حاکی همبستگی مثبت بین منگنز خاک وغلظت منگنز بود.
اوکی (1984) نیز گزارش نمود که با مصرف 20 کیلوگرم منگنز در هکتار غلظت منگنز در ساقه و دانه افزایش یافت.
تاندون (1990) افزایش عملکرد گندم در اثر مصرف منگنز در هندوستان را 560 کیلو گرم در هکتار ذکر کرد.
اگراوال (1991) نیز نشان دادکه منگنز اثر مثبتی برعملکرد دانه داشته است.
- با افزایش میزان منگنز قالب جذب خاک، غلظت و جذب کل این عنصر در دانه افزایش یافت.
- خالد و مالک (1982) نیز با آغشته نمودن بذور به منگنز غلظت این عنصر در دانه را بالا بردند.
داده های بدست آمده نشان داد که با مصرف سولفات منگنز در خاک میزان پروتئین کندم از 11.9 به 13.4 درصد افزایش یافته که این افزایش از لحاظ آماری در سطح 1 % معنی دار و معادل 13% بوده است . علاوه بر این بر اثر کاربرد منگنز تعداد دانه در خوشه از 32.2 به 35.7 و وزن هزار دانه از44.3 به 46.3 افزایش یافته است.
بطور کلی حد بحرانی منگنز بسته به PH خاک و نوع عصاره گیر از 0.4 تا 8 میلی گرم در کیلوگرم خاک تغییر می کند.
در تحقیقی دیگر تحت عنوان تولید گندم و بهبود سلامتی دام از طریق مصرف سولفات روی در مزارع گندم کشور صورت گرفته است. بر پایه یافته های این محقق کمبود عناصر آهن و روی حتی تا 50% در غذای افراد جامعه مشهود می باشد که این به کمی مصرف عناصر ریز مغذی بر می گردد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 25
بررسی آخرین گیت
گیت EX-NOR(آشکار ساز برابری)
این گیت همان گیت EXOR است که در خروجی آن یک NOT اضافه شده است
تابع خروجی آن به صورت زیر می باشد:
F=AB+AB
شکل :exnor
F=AB+AB
A
B
1
0
0
0
1
0
0
0
1
1
1
1
اگر یکی از ورودیهای گیت EX-NOR را صفر کنیم به صورت یک گیت NOT عمل می کند و اگر یکی از ورودیها را یک کنیم به صورت یک بافر عمل می کند.(عکس گیت EX-OR)
بافر سه حالته یا (3-StateBuffer)
همانطور که از نامش پیداست یک بافر است که دارای ورودی.کنترل وخروجی می باشد در این بافر در صورتی که به کنترل ولتاژ 0ولت اعمال شود در این صورت خروجی نداریم(خروجی High Impedance خواهد بود) ولی در صورتی که کنترل +5 ولت باشد خروجی برابر با ورودی خواهد بود.
به جدول زیر نگاهی بیندازید.
خروجی
کنترل
ورودی
High Impedance
0
0
0
1
High Impedance
0
1
1
1
آی سی TTL شماره 74365 شامل 6 بافر سه حالته با دو ورودی Enable است
بافر
بافر عنصری است که اطلاعات را بدون تغییر از خودش عبور می دهد
1- ساخت بافر با کمک گیت XOR :
اگر یکی از پایه های گیت XOR را به زمین ( 0ولت) متصل کنیم و دیگری را به ورودی .در این صورت ورودی بدون تغییر در خروجی ظاهر می شود (برای اثبات شما می توانید در تابع خروجی XOR یکی از ورودیها را صفر بدهید وخروجی را به دست آورید)
2- ساخت معکوس کننده با کمک :XOR
برای این منظور اگر یکی از پایه های XOR را به Vcc(+5 ولت) وصل کرده ودیگری را به ورودی در این صورت خروجی برابر با معکوس ورودی خواهد بود.
(توجه:بافر علاوه بر اینکه اطلاعات را تغییر نمی دهد.به عنوان تقویت کننده هم عمل می کند(تقویت جریان) بنابر این می توان از بافرها به عنوان تقویت کننده هم بهره جست)
علاوه بر روشهای بالا برای ساخت بافر آی سی بافر هم وجود دارد
IC CMOS No:4010 و IC TTL No: 7407
پست بعدی3State Buffer یا بافر سه حالته
تا درودی دیگر بدرود.
بررسی گیت XOR
(یا اشکار ساز نابرابری)
نام این گیت Exclusive OR می باشد.و زمانی خروجی آن یک می شود که ورودیها برابر نباشند.
F=AB+AB
A
B
0
0
0
1
1
0
1
0
1
0
1
1
تابع خروجی این گیت F=AB+AB می باشد .
گیت XOR را به کمک گیتهای ANDو ORو NOTپیاده سازی کنید.
گیت NAND:
در این گیت خروجیAND معکوس (NOT) شده وبه عنوان خروجی استفاده می گردد.
شکل:
تابع خروجی NAND معکوس خروجی AND می باشد
F=A.B
A
B
No
1
0
0
0
1
1
0
1
1
0
1
2
0
1
1
3
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
نجوا موسوی دانشجوی کارشناسی ارشد گفتار درمانی دوره 13
موضوع: بررسی VOT همخوانهای Plosive دربافت هجایی CV
مقدمه: امروزه با پیشرفتهای به عمل آمده در زمینه علوم کامپیوتر،تحقیق در مورد مسائل علمی مختلف بسیار ساده تر و معتبرتر شده است. علوم پزشکی و توانبخشی نیز از این تکنولوژی بیبهره نماندهاند. کامپیوتر ونرم افزارهای طراحی شده در این زمینه کمک شایانی به بررسی و ارزیابی و درمان اختلالات گفتار و زبان نموده است. در واقع این نرم افزارها بستری را فراهم کرده اند که در آن بررسی و سنجش پارامترهای گفتاری و صوتی با سهولت بیشتری انجام میشود.
یکی از پارامترهای صوتی قابل اندازهگیری توسط نرم افزارهای کامپیوتری VOT است.
VOT عبارتست از فاصله بین انفجار همخوان plosive تا شروع آوازسازی. VOT شاخص بسیار مهمی در اختلالات گفتاری به حساب میآید. مثلاً VOT افراد لکنتی بیشتر از افراد عادی است و یا در افراد Aphaic ، VOT- دیده می شود.
بنابراین به دلیل اهمیت این پارامتر، امکان هنجاریابی و کمی کردن آن در علم گفتار فراهم شده است.
در این ارزیابی میزان VOT در برخی همخوانهای plosive در یک فرد نرمال مورد بررسی قرارگرفته.
متدولوژی: نرم افزار به کار رفته در این ارزیابی SFS(speech filling sys.) میباشد.
برای اندازهگیری VOT ابتدا میکروفون در فاصله 20-15سانتی متر دهان آزمودنی تنظیم شد و سپس Tokenهای ga, ka,da,ta, ba, pa توسط آزمودنی که دختری 23 بوده تولید و ازطریق منوی زیر ضبط شد:
Item Recard Sampling rate (10000) record tab
اطلاعات به دست آمده در فایل Hiwa و به نام 2 Najva ،save شده است.
نتایج:
- VOT همخوان های انفجاری بی واک بیشتر... از VOTهمخوان های انفجاری واکدار است.
pa ba ta da ka ga
هجاها
75 6 76 10 110 20
msec. VOT
-بیشترین VOT مربوط به همخوان /k/ می باشد.
-کمترین VOT مربوط همخوان /b/ میباشد.
-هر چه همخوانها خلفیتر باشند VOT آنها بیشتر است.
بحث: از بررسی های بالا چنین نتیجه می شود که VOT همخوانهای انفجاری بیواک همیشه بیشتر از انفجاریهای واکدار است. زیرا اولاًدر همخوانهای بی واک انفجار بیشتر است ثانیاً برای تولید همخوانهای واکدار لازم است تارهای صوتی به ارتعاش درآیند بنابراین فاصله بین رهایی Articulatorها (یعنی انفجار همخوان plosive واکدار) تا شروع ارتعاش تارهای صوتی (آواسازی )بسیار
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
نجوا موسوی دانشجوی کارشناسی ارشد گفتار درمانی دوره 13
موضوع: بررسی VOT همخوانهای Plosive دربافت هجایی CV
مقدمه: امروزه با پیشرفتهای به عمل آمده در زمینه علوم کامپیوتر،تحقیق در مورد مسائل علمی مختلف بسیار ساده تر و معتبرتر شده است. علوم پزشکی و توانبخشی نیز از این تکنولوژی بیبهره نماندهاند. کامپیوتر ونرم افزارهای طراحی شده در این زمینه کمک شایانی به بررسی و ارزیابی و درمان اختلالات گفتار و زبان نموده است. در واقع این نرم افزارها بستری را فراهم کرده اند که در آن بررسی و سنجش پارامترهای گفتاری و صوتی با سهولت بیشتری انجام میشود.
یکی از پارامترهای صوتی قابل اندازهگیری توسط نرم افزارهای کامپیوتری VOT است.
VOT عبارتست از فاصله بین انفجار همخوان plosive تا شروع آوازسازی. VOT شاخص بسیار مهمی در اختلالات گفتاری به حساب میآید. مثلاً VOT افراد لکنتی بیشتر از افراد عادی است و یا در افراد Aphaic ، VOT- دیده می شود.
بنابراین به دلیل اهمیت این پارامتر، امکان هنجاریابی و کمی کردن آن در علم گفتار فراهم شده است.
در این ارزیابی میزان VOT در برخی همخوانهای plosive در یک فرد نرمال مورد بررسی قرارگرفته.
متدولوژی: نرم افزار به کار رفته در این ارزیابی SFS(speech filling sys.) میباشد.
برای اندازهگیری VOT ابتدا میکروفون در فاصله 20-15سانتی متر دهان آزمودنی تنظیم شد و سپس Tokenهای ga, ka,da,ta, ba, pa توسط آزمودنی که دختری 23 بوده تولید و ازطریق منوی زیر ضبط شد:
Item Recard Sampling rate (10000) record tab
اطلاعات به دست آمده در فایل Hiwa و به نام 2 Najva ،save شده است.
نتایج:
- VOT همخوان های انفجاری بی واک بیشتر... از VOTهمخوان های انفجاری واکدار است.
pa ba ta da ka ga
هجاها
75 6 76 10 110 20
msec. VOT
-بیشترین VOT مربوط به همخوان /k/ می باشد.
-کمترین VOT مربوط همخوان /b/ میباشد.
-هر چه همخوانها خلفیتر باشند VOT آنها بیشتر است.
بحث: از بررسی های بالا چنین نتیجه می شود که VOT همخوانهای انفجاری بیواک همیشه بیشتر از انفجاریهای واکدار است. زیرا اولاًدر همخوانهای بی واک انفجار بیشتر است ثانیاً برای تولید همخوانهای واکدار لازم است تارهای صوتی به ارتعاش درآیند بنابراین فاصله بین رهایی Articulatorها (یعنی انفجار همخوان plosive واکدار) تا شروع ارتعاش تارهای صوتی (آواسازی )بسیار
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 27
بررسى مشکلات جوانان (بحران بلوغ)
نویسنده:محمد سبحانى نیا
یکى از بحرانى ترین دوره هاى زندگى هر فرد، دوره بلوغ است. بلوغ مرحله اى از رشد است که براى همه نوجوانان، اعم از پسر و دختر، خواه ناخواه حاصل مى شود.تعابیر مختلف دین پژوهان و روان شناسان از این دوره، حاکى از اهمیت و حسّاسیتى است که آن ها براى پدیده بلوغ قائل اند. در این جا نظرات بعضى روان شناسان را درباره این پدیده مى آوریم: (سمیلرز نوجوانى را دوران عدم انطباق، و سکولیانکورز آن را تب عقل، وس گوتهز آن را گره کور بین کودکى و پیرى، سشیلدرز آن را موجى خروشان در اقیانوس زندگى،س استانلى هالز آن را تولد دوباره، سهاروکسز آن را دوره کشف هویت، سویلونز آن را دوره جهل و غفلت و بالاخره سکروز نوجوان را دیوانه قابل معالجه خوانده اند.)1
(ژان ژاک روسو، بلوغ را ولادت دوم مى خواند.)2 (گویى نوجوان در آستانه ورود به دوره بلوغ با جهانى نو آشنا مى شود و دیگر باره متولد مى گردد و افق هاى جدیدى در برابر دیدگانش گشوده مى شود. تحول و تغییر و عدم ثبات در رفتار در این دوره به حدى است که بعضى آن را زندگى تشنج آمیز و دوران منفى نامیده اند.)3 (اوریس دولوم، بلوغ را یک نقطه عطف در زندگى مى شناسد نه یک مرحله تکاملى.)4
بلوغ در زبان فارسى به معناى رسیدن و به حد رشد رسیدن است.5
انواع بلوغ هرچند از واژه بلوغ غالباً بلوغ جنسى تداعى مى شود، ولى با توجه به موارد استعمال، مى توان به انواع بلوغ اشاره کرد که مهم ترین آن ها عبارت اند از: 1. بلوغ شرعى: بلوغ شرعى همان سن تکلیف دینى است که براى دختران پایان 9سال قمرى و براى پسران پایان 15 سال قمرى است. 2. بلوغ جسمى: فیزیولوژیست ها معتقدند: ارگانیزم بدنى انسان تا 5سال اول زندگى به سرعت رشد مى کند و پس از آن تا آغاز دوره نوجوانى و بلوغ، رشد آن به کندى مى گراید و سپس در دوره نوجوانى، سرعت دوباره خود را باز مى یابد و در سن خاصى به حد کمال خود مى رسد. 3. بلوغ جنسى: بلوغ جنسى به معناى رسیدن به سن تولید مثل است که با ازدیاد هورمون ها آغاز مى شود. در این شرایط، غدد جنسى از خواب بیدار مى شود و تمایل جنسى را به وجود مى آورد. 4. بلوغ اجتماعى: بلوغ عرفى یا اجتماعى، بلوغى است که در آن دختر و پسر مسئول رفتار خود مى شوند و به آن سن قانونى نیز مى گویند. قانون گذاران براى افراد، سنین گوناگونى را در اجراى انواع مقررات و بهره مندى آنان از حقوق مدنى در نظر گرفته اند; مثلاً براساس قوانین موجود در ایران براى شرکت در انتخابات ریاست جمهورى و مجلس شوراى اسلامى، ورود اشخاص به سن شانزده سالگى الزامى است و براى استخدام دولتى و یا اخذ گواهى نامه، هجده سال تمام منظور شده است. 5. بلوغ روانى: بلوغ روانى، بلوغ ناشى از رشد روان است که داراى جنبه هاى مختلفى از قبیل: پختگى، هوش و درک مفاهیم اخلاقى مى باشد. 6. بلوغ شخصیتى: بلوغ شخصیتى در شرایطى حاصل مى شود که شخص بتواند مستقلاً تصمیم بگیرد و عمل نماید و بتواند اراده اش را اعمال کند و متکى به خود باشد. 7. بلوغ عقلى: قرآن مجید از بلوغ عقلى به نام (رشد) یاد کرده و استقلال اقتصادى و آزادى مالى براى یتیمان را مشروط به بلوغ جنسى و رشد عقلى مى داند.6
سن بلوغ (براى آغاز بلوغ طبیعى، سن معینى وجود ندارد و در محیط هاى مختلف، متفاوت است. عوامل متعددى از قبیل: عوامل محیطى، فرهنگى، موروثى و اجتماعى و تغذیه اى در پیدایش بلوغ مؤثر است، ولى ظهور آن در اکثر دختران حدود 11سالگى است.)7 ییکى از نویسندگان مى گوید: (از نظر پژوهش گران، اگرچه یک اتفاق نظر در مورد شروع و پایان سن بلوغ وجود ندارد، اما بیشتر محققین بر این عقیده اند که سن شروع بلوغ طبیعى در دخترها 16ـ9سالگى و در پسرها 17ـ10سالگى است و در مجموع، اصطلاح بلوغ به دوره بین 18ـ12سالگى اطلاق مى گردد و سن متوسط بلوغ، بدون توجه به پسر یا دختر بودن، 11سالگى اطلاق مى گردد. ولى به طور مسلم دختران زودتر از پسران مرحله بلوغ زندگى خویش را آغاز مى کنند و زودتر نیز این مرحله را به پایان مى رسانند.)8
تقدم بلوغ شرعى دختران بر پسران این سؤال همواره در ذهن دختران مطرح است که چرا زودتر از پسران، مکلف مى شوند و بالغ شرعى محسوب مى گردند؟ در پاسخ باید گفت: اولاً، بلوغ شرعى براساس بلوغ طبیعى است. در همه مناطق