لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تیزهوشى و نبوغ کودکان
تفاوتها در هوشمندی
شناخت تیزهوشان
آمار تیزهوشان
علائم و ویژگیها
شکستها در تحصیل
نیازشان به راهنمایی
ویژگی برنامهها
خطرات برای کودکان تیزهوش
آینده کودکان تیزهوش
ملاکها و معیارها
تیپ تیزهوشان
اهمیٌت تیزهوشان
علٌت تیزهوشی
در رابطه با درس و مدرسه
برنامهریزی برای کودکان تیزهوش
کار و فعالیٌت کودکان تیزهوش
مشکلات کودکان تیزهوش
از مسائل مهم و از بدایع آفرینش وجود افرادى است که از لحاظ ظاهر با دیگران تفاوت چندانى ندارند ولى از نظر درک و فهم و سرعت انتقال اعجوبهاى بحساب مىآیند. ذهن آنان بیدار و اظهارنظر و بررسى و بصیرتشان شگفتآور است. قدرت روانى و توان تفکر در این افراد بسیار بالاست و چیزهائى را در مىیابند که دیگر افراد عادى از درک آنها عاجزند. اینگونه افراد را که عده بسیارى در هر جامعه نیستند باهوش و تیزهوش مىخوانند.
یستند باهوش و تیزهوش مىخوانند.
گروهى از برگزیدههاى همین گروه که در سطح بالاترى از دیگران قرار دارند و درک و فهم بیشتر وسریعترى داشته، درخشندگى و زبدگى بیشترى از خود بروز مىدهند نابغه و یا داراى نبوغ مىخوانند. اینان کسانى هستند که نفسانیاتى فوق تصور افراد عادى دارند و کار و تلاششان ارزندهتر و چشمگیرتر است.
نبوغ عالیترین درجه هوش است، اثرش از همه شاهکارهائى که ناشى از تربیت است تجاوز مىکند. زمینهاى است سرشتى و مادرزادى که نمىتوان آن را به کسى هبه کرد. اگر مربى لایقى باشیم تنها مىتوانیم آن را در افراد بپرورانیم و رشد دهیم. اینان بسیار پراستعدادند و درخشندگى دارند ولى معلوم نیست در همه زمینهها این چنین باشند، برخى از آنان در برخى زمینهها نبوغ دارند در موارد دیگر چندان رشدى ندارند.
تفاوتها در هوشمندى
همه افراد، حتى همه کودکانى که در یک خانواده زاده مىشوند از نظر هوشى در شرایط و امکانات واحدى نیستند. برخى از آنها باهوش و برخى باهوشتر و عدٌهاى هم دچار عقبماندگى ذهنى مىباشند تا حدى که قادر به تر و خشککردن خود نمىباشند.
در طبقهبندى هوشى آنها سهگروه را مىتوان از هم تشخیص داد:
- گروهى که از نظر هوش عادى و طبیعى هستند و اکثریت افراد جامعه را تشکیل مىدهند. این عده بیش از ۶۶ درصد جمعیت هر کشور را تشکیل مىدهند.
- گروهى از نظر هوشى در سطح پائینترى قرار دارند و نمىتوانند پابهپاى افراد عادى به پیش روند و اینان را کندذهن یا عقبماندگان ذهنى مىخوانند که خود سه گروه عمده: آموزشپذیر، تربیتپذیر و عقبمانده عمیق را تشکیل مىدهند.
- گروه سوم که سطح هوش و درک آنها از دوگروه فوق بالاتر است و آنان را افراد باهوش، تیزهوش و در سطح بالاتر نابغه مىخوانیم.
- گروههاى دوم و سوم در طبقهبندى افراد باهوش را استثنائى مىخوانند.
ملاکها و معیارها
اینگونه افراد براساس ملاکها و معیارهائى از دیگران بازشناخته مىشوند. اهمٌ صفات آنها عبارتنداز:
- وسعت اطلاعات و آگاهى از همه امورى که دیده و شنیدهاند.
- زبان و بیان قوىتر و بالاتر از حدسنى خود، تاحدى که از خردسالى زبان آورند.
- استدلال و منطق نیرومند ناشى از فکر بگونهاى که بتوانند دیگران را قانع کنند.
- تمایل به مبارزه براى حل مسائل و قوىبودن در مواجهه با آنها و داراى جرأت و شجاعت بسیار.
- قضاوت بسیار قوى و صائب بگونهاى که نتیجه جریان را زود دریابند و مورد عنایت قرار دهند.
- علاقمندى به جریانات سیاسی، افکار فلسفى و اجتماعى و حل و بحث و نقد آنها.
- ابتکار و جوش وخروش در به ثمررساندن آنها و حتى ابداع سخن،داستان، افسانه و خلاقیت.
- رغبتهاى متلوٌن به گونهاى که در هر موردى اگر بایستند بدان سو گرایش پیدا مىکنند.
- مکالمه حساب شده و حتى انتخاب لغات در سخن گفتن و توانائى داستانگوئى خوب.
- درک و فهم قوى در مطالب شفاهى بگونهاى که در کلاس درس مطلب را مىفهمند و نیازى به مطالعه مجدد ندارند.
- سازش بیشتر و مخصوصاً بازى با آنها، بویژه بازىهاى عقلانى و اندیشیده و حساب شده.
- اعتماد به نفس زیادتر از دیگران بگونهاى که به دیگران کمتر وابستهاند.
- داراى ثبات عاطفى بیشترند طورى که محبت و کینه و خشم و ترسشان نسبتاً از روى حساب است.
- استقلال طلبى فوقالعادهاى دارند و حاضر نیستند سر درطاعت دیگران داشته باشند.
- داراى ظرفیت هنرى و ذوقى بالا و برجستهاى هستند اگر در آن وارد شوند توفیقى بدست مىآورند مثل داوینچی.
- داراى توان هدایت و رهبرى هستند و در کلاس و بازى مىتوانند بچهها را به دور خود جمع کنند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ترس و اضطراب :
چند اختلال وجود دارد که ترس و اضطراب در آنها عملاً توسط هر فرد احساس میشود که این اختلال ها به دو طبقه تقسیم می شود : اختلال های ترس و اختلالهای اضطراب . فرق این دو در آن است که در اختلال ترس ، ترس و اضطراب از یک موضوع خاص یا بر مبنای مبالغه خطر واقعی است . در حالی که در اضطراب موضوع خاصی فرد را تهدید نمی کند ولی فرد احساس می کند بسیار مضطرب است یعنی بر اساس خطر مبهم استوار است .
اختلال های اضطراب :
عناصر : اضطراب هم مانند ترس چهار عنصر دارد :
1-عنصرشناختی : که انتظار خطری مبهم است .
2-عنصر بدنی که به دو طبقه تقسیم می شود :
الف)تغییرات بیرونی مثل رنگ پریدگی ، یبوست ، ظاهر شدن دانه های عرق روی پیشانی ، مرطوب شدن کف دستها ، تنیده شدن عضلات و ...
ب)تغییرات درونی که عناصر فیزیولوژیکی فرد هستند و شامل تند شدن ضربان قلب ، تشدید تنفس ، گشاد شدن رنگهای پیرامونی ، ترشح غدد عرق و ...
3-عناصر هیجانی : شامل دلهره ، وحشت ، تهوع ، لرزش ، احساس مورمورشدن و ورم معده که این عناصر برای ما آشناترند .
4-عناصر رفتاری : که دو نوع رفتار ارادی و غیرارادی را شامل می شود ، در رفت غیرارادی فرد رفتارهایی را که به شیوة کلاسیک شرطی شده اند نشان می دهد و در رفتار ارادی دو نوع پاسخ جنگ و گریز بروز می کند .
انواع اختلال های اضطراری :
الف)اختلال وحشتزدگی : اختلال وحشتزدگی شامل حملات وحشتزدگی مکرر است ، و شامل سه نوع می باشد :
1-غیرمنتظره (وابسته به نشانه) : در این نوع حمله ، از دیدگاه شخص میان آغاز آنها و یک موقعیت راه انداز بیرونی یادرونی رابطه ای وجود ندارد .
2-وابسته به موقعیت (یا نشانه): اختلالی که همواره بلافاصله در رویارویی با نشانة موقعیتی یا راه انداز ، یا به لحاظ پیش بینی آن روی می دهد .
3-حمله های با زمینة موقعیتی : مشابه حمله های وحشت زدگی وابسته به موقعیت است اما همواره با نشانهای رابطه ندارند و لزوماً پس از رویارویی با نشانه رخ نمیدهند .
نشانه های حملة وحشتزدگی :
حملة وحشتزدگی از چهار عنصر تشکیل می شود که عناصر هیجانی و جسمانی آن برجسته ترند .
به طور کلی حملة وحشتزدگی شامل دورة متمایز ترس یا ناراحتی شدید ، که در آن چهار یا بیش از چهار مورد از نشانه های زیر به طور ناگهانی ظاهر شده و در ضمن 10 دقیقه به اوج خود می رسد .
(1) تپش قلب ، تسریع یا افزایش ضربان قلب
(2) تعریق
(3) لرز یا رعشه
(4) احساس تنگی نفس یا خفگی
(5) احساس بسته شدن راه گلو
(6) احساس درد یا ناراحتی در قفسة سینه
(7) تهوع یا ناراحتی در شکم
(8) احساس سرگیجه ، بی ثباتی ، گیجی یا ضعف
(9) مسخ واقعیت (احساس واقعی نبودن) یا مسخ شخصیت (احساس جدا شدن از خود)
(10) ترس از دیوانه شدن و از دست دادن کنترل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چکیده
یکی از عمدهترین مکاتب جامعهشناسی نظریة کنش متقابل نمادی با نظریات جرج هربرت مید (1931- 1863) پایهریزی و توسط هربرتبلومر (1986- 1900) تکمیل و تدوین گردید که در دوزمینه بازنمودن نکات و مفاهیم پوشیده و گسترش مبانی تئوریک خودکار بلومر قابل توجهاست. بلومر از چهرههای برجسته جامعهشناسی آمریکا که دارای برجستهترین پستها و سمت دانشگاهی ودر نهایت استاد برجسته جامعهشناسی مطرح بودهاست وی شاگرد خاص مید و بنیانگذار نحلة جدید کنشمتقابل نمادی میباشد که مخالف با جامعهشناسان عواملی جامعهشناسی تفسیری را وارد محیط دانشگاهی کرد.
وی کتاب چشمانداز و روش کنش متقابل نمادی را در سال 1969 منتشر ساخت ودر آن به تشریح قضایای بنیادین خویش که شامل سه قضیه اعیان، منشاء اعیان و وجه تفسیری پرداخت. باورهای ریشهای کنش متقابل نمادین را بلومر 1ـ ماهیت یا طبیعت جامعه بشری و زندگی گروه اجتماعی 2ـ ماهیت کنش متقابل اجتماعی 3ـ ماهیت اعیان
4 ـ انسان موجودی کنشگر 5 ـ ماهیت کنش انسان 6 ـ بهم پیوستگی کنش یا کنش پیوسته میداند. استاد بلومر بعنوان نماینده مکتب شیکاگو در مقابل مکتب آیوا و مانفوردکون قرار میگیرد که نگرشهای پوزیتویستی را عامل انشعاب آنها میدانند. اولین قضیه در روششناسی بلومر بررسی جهان تجربی است که برای بررسی آن باید دو فرایند کشف ووارسی را پیشنهاد میکند. بلومر در انجام پژوهش مراحل 1ـ منظر و تصویر پیشین جهان تجربی 2ـ ساختن مسأله 3ـ شناخت دادههای متناسب و گردآوری آنها
4ـ تعیین روابط میان دادهها و تحلیل 5 ـ تفسیر کردن نتایج 6 ـ آزمون نهایی مفهوم را در نظر دارد . عمدهترین مفاهیم که به آن پرداختهایم عبارتند از خود رهاسازی ، اجتماعیشدن ، رفتار جمعی، مراحل تاریخی است و در نهایت نگاهی به آراء منتقدین و جوابهای داهشده را در حد بضاعت آوردهایم.
مقدمه:
یکی از عمدهترین مکاتبی که در سده بیستم در جامعهشناسی آمریکا رشد و گسترشیافت و توسط « جرج هربرت مید»1 پایهریزی شد. دکتر تنهایی (1371) علل متفاوتی را به عنوان زمینههای مساعد رشد این مکتب جامعهشناسی نام برد به خلاصهای از آنها اشارهمیکنیم :
1 ـ اعتراض که بر علیه رشد روزافزون مکتب رفتارگرایی در روانشناسی شده بود و لازمبود تا نظام تجربی و مستدلی را پیریزی کرد تا بتوان ضعف تئوریک نهضت رفتارگرایی را جبران نمود .
2 ـ رشد روزافزون جامعه جمعگرای2 آمریکایی بود که با توجه به نیازجامعه به گسترشهای پیدرپی و نیز، با توجه به مهاجرت سیلآسا ، نیاز به موفقیتی بود که سعهصدر اجتماعی را در پذیرشاستعدادهای جدید بر تاریخ نژادپرست و قومگرای آمریکا مسلط نماید.
مید دو پاسخ عمده جامعهشناسی به این وضعیت داد: (همان منبع)
1ـ ارائه تئوری معروف در باب « خود» بود که با ابعاد و عناصر مربوط به آن تصویر جدیدی را از یک جامعة پویا و جمعگرای انسان گرایانه عنوان مینمود
2ـ طرح تئوریک و فلسفی « فلسفه حال»1 بود. در فلسفه حال مید سعی میکرد توجه انسان جدید واز دنیای ظلمت زده گذشته و نیز بندگی به خیالهای خام و تجربه نشده فردا را آزاد کند و این مکانیسم فلسفی و نیز روانشناختی « مشاوره با خویشتن خویش» را فراهم کرد.
مید طرحی نو درانداختهبود که توانمند و رشدپذیر بود وبه نسل جدید جامعهشناسی آمریکا ارائه داد وآن مکتب رفتارگرایی اجتماعی بود و پیشزمینه نظریه کنش متقابل نمادی شد.
نظریة کنش متقابل نمادین2 مانند دیگر نظریههای عمده جامعهشناسی چشمانداز بسیار گستردهای را بازمینماید (ریترز، 1989 ، ترجمة محسن ثلاثی،1374)
این نظریه با نظریههای جرج هربرت مید شکل گرفت وبا افکار چارلز هورتونکولی ، دبلیو آی. تامس شیرازههای اصلی آن نضجگرفت ولی چشماندازهای متفاوتتری در سالهای اخیر به این نظریه راهیافتهاند. (همان منبع)
نظریه سنتی کنش متقابل نمادین با افکار هربرت بلومر مشخص میشود .(ریترز، 1989 ترجمه محسن ثلاثی، 1374 ؛ اسکیدمور، 1979 ترجمه حاضری و همکاران، 1375 ؛ توسلی ، 1373 تنهایی، 1371و1372 و1374؛ ترنر ، 1977 ترجمة رهسائیزاده ، 1373و...)
آنچه در مکتب کنشمتقابل نمادی بویژه به رهبری و هدایت هربرت بلومر انجامشد تلاش در دوزمینه عمده بود:
1 – باز نمودن نکات و مفاهیم پوشیده در نظریة رفتارگرایی اجتماعی
2 ـ گسترش مبانی تئوریک و تجربی نظام جامعهشناختی مورد پذیرش وی
زمینه اول مربوط به ارتباط میان بلومر و مید بود که بلومر به عنوان شاگرد و سخنگوی مکتب استاد خود مید مطرح شد و زمینه دوم فرایندهای تاریخ اجتماعی آمریکا و لزوم کنش این مکتب در مقابل نظریات دیگران بود.
آمریکای زمان بلومر متفاوت از زمان مید بود بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا دیگر آن جامعه نسبتاً سالم و آرام اوایل قرن بیستم بود نمیباشد. رشد تضادهای طبقاتی و نگرش فزاینده جامعة سلطهگرای آمریکا و شوروی بلومر را در برابر هرگونه ساختار ایستانگرانه به اعتراض وامیداشت. دو چیزی جزء مردم و روابط متقابل اجتماعی و تفاسیر آنها را مهمتر از ساختارها قلمداد میکرد و به این اعتقاد بود که کنش متقابل نمادین انسانی است که نبض تاریخ و جامعه را شکل میدهد. (تنهایی، 1374)
نکته دیگری اینکه بلومر اعتقاد داشت که مید تنها جامعه سالم را میبیند ولی جامعه معاصر وی به سراشیبی ارزشها و سقوط انسان نیز میانجامد و سعی در برخورد با نکات اساسی و بنیادین آسیبهای اجتماعی و انحرافات مرضی در جامعه بادیدن تازه برآمد.
زندگی و اندیشه بلومر
بلومر پس از فارغالتحصیلی عملاً از سال 1930 وارد عرصه جامعهشناسی شد و یکی از مهمترین چهرههای جامعهشناسی آمریکا به شمار میرود عمدهترین سمتهایی که وی در طول حیات علمی خویش داشت عبارتند از :
ـ رئیس گروه جامعهشناسی دانشگاه برکلی در کالیفرنیا
ـ رئیس انجمن جامعهشناسان آمریکایی ـ رئیس انجمن بینالمللی جامعهشناسان
ـ کسب اخرین مدارج و رتبة علمی یعنی « استاد برجسته» 1
ـ کرسی استادی در دانشگاه شیکاگو و برکلی
ـ ریاست مؤسسه علوم اجتماعی دانشگاه برکلی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 16 صفحه
قسمتی از متن .doc :
درآمد
شادی، از مهمترین احساسات و نیازهای بشر به شمار میرود. هر ملتی با توجه به باورهایش به گونهای ابراز غم و شادی میکند. اسلام نه تنها این احساسات را سرکوب نمیکند، بلکه بر اساس برخی آیهها و روایتها آن را امری ضروری میداند و البته برای آنها حد و مرزی قایل شده است تا بدین طریق، کنترل مثبتی شوند. در این مجموعه ابتدا شادی را تعریف میکنیم و سپس به ضرورت و شرایط و معیارهای این بحث در چهار چوب اسلام، همچنین به عوامل و آثار شادی اسلامی میپردازیم.
تعریف شادی
شادی؛ در لغت به معنای، خوشحالی، سلامتی و فرح آمده است. آنچه در این نوشتار مورد نظر ماست، همان معنای نخست، یعنی خوشحالی و مسرت است.
در تعریف اصطلاحی شادی، شهید مطهری رحمهالله میفرماید:
سرور، حالت خوش و لذتبخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها انجام یافته است یا انجام خواهد یافت، به انسان دست میدهد.
یکی از دانشمندان در اینباره میگوید: «شادی، عبارت است از مجموع لذتتهای بدون درد.» نویسنده کتاب «انگیزش و هیجان» نیز در تعریف شادی چنین مینویسد: « شادی احساس مثبتی است که از حس رضایتمندی و پیروزی بهدست میآید».
به طور کلی میتوان گفت: سرور، حالت خاصی از لذت است که این لذت موجب جلای درون از غم و ناراحتی میشود. این امر درونی گاهی نشانههایی نیز در بیرون از خود دارد؛ مانند خنده یا گریه شوق، از جمله گریه مادری که طفل گمشده خود را مییابد. البته اگر مسائلی همچون مال و ثروت و شهرت، تنها لذت و سروری این چنین را به دنبال داشته باشند، مایه خرسندی است.
;شادی آن شادی است که از جان رویدت
;تا درون از هر ملالی شویدت
;ور نه آن شادی که از سیم و زر است
;آتشی دان کاخرش خاکستر است
ادیب
ضرورت شادی
شادی یکی از نیازهای اساسی زندگی و عاملی برای رشد و موفقیت است. نظام هستی به گونهای است که اسباب شادی را برای انسان فراهم میکند؛ بهار طربانگیز، آبشارهای زیبا، گلهای رنگارنگ، صحنه طلوع خورشید، باران لطیف، پرندگان زیبا و نغمهسرایی آنها و بسیاری دیگر از پدیدههای شگفتانگیز جهان، شادی را برای ما به ارمغان میآورند.
;حق تو را از بهر شادی آفرید
;تا ز تو آرامشی گردد پدید
;پس در آرامش نمایی زندگی
;وارهی از مشکلات زندگی
حاجی کمال مشک ساز
البته دین ما یعنی دین فطرت و طبیعت، پیروان خود را به شادیهای مثبت و سازنده دعوت میکند. امام علی علیهالسلام میفرماید:
این دلها همانند بدنها خسته و افسرده میشوند و نیاز به استراحت دارند، در این حال، نکتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید.
امام رضا علیهالسلام میفرماید:
اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای کار و فعالیت و برای تأمین زندگی، بخشی را برای معاشرت و همصحبتی با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیبهایتان آگاه سازند و بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح و شادی، نیرو و توان انجام وظیفههای خود را تأمین کنید.
بزرگمرد تاریخ، امام خمینی رحمهالله اهمیت خاصی به تفریح میداد و به بعضی از فرزندانش سفارش میکرد که تفریح داشته باش و اگر تفریح نداشته باشی، نمیتوانی خودت را برای تحصیل آماده کنی و هنگامی که میدید بعضی از فرزندانش در روز تعطیلی مشغول درس خواندن هستند، میفرمود: «به جایی نمیرسی؛ چون باید موقع تفریح، تفریح کنی» و نیز میفرمود: «من در طول زندگی نه یک ساعت تفریح را برای درس گذاشتم و نه یک ساعت درس را برای تفریح».
کنترل شادی
سرور و شادی، همانند دیگر حالتهای روحی نیاز به کنترل دارد و اگر مهار نشود، به طور حتم زیانهایی را به دنبال خواهد داشت. چه بسیار جوانانی که برای ارضای چنین نیازی خود را به مرداب شهوترانی و دام اعتیاد میاندازند که اگر این افراد از ابتدا برای شادی و نشاط خود قانون و ضابطهای تعیین کنند و به حد اعتدال آن قانع شوند، هرگز به چنین انحرافاتی کشیده نمیشوند. اگر اسلام شادی را ضروری میداند، در جای دیگر به مراقبت نفس و محاسبه اعمال دستور میدهد تا هر میلی در جهت مثبت و هدفمند خود به حرکت درآید و بیراهه نرود.
آداب و شرایط شادی
گرچه شادی از نیازهای اولیه انسان است، هر شادمانی و نشاطی مطلوب اسلام نیست. بعضی گمان میکنند با ثروتاندوزی از راه حرام، استفاده از موسیقیهای مبتذل، شرکت در مجالس گناه و فساد و با تمسخر و غیبت میتوانند خوشی و شادی واقعی و بیپایانی را برای خود فراهم کنند، در حالی که هر کدام از این موارد موجب غم و اندوه درونی در دنیا و حسرت و پشیمانی در آخرت است. آنچه اسلام آن را شادی مینامد و ضروری میداند، نشاط و شادمانیای است که با رعایت آداب و موازین اسلامی و شرعی آن به دست آمده باشد و از آن جمله به این موارد اشاره میکنیم:
1. گناه و معصیت نباشد
مجالس شادی باید از هر گونه گناه و معصیت خالی باشند. در بیشتر مجالس عروسی، افراد شرکت کننده برای
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .doc :
معرفی توانبخشی
تعریف
واژه توانبخشی (1) که گاهی از معادلهای «توانیابی»، «بازتوانی» و «نوتوانی» نیز برای آن استفاده میشود، به «مجموعهای از اقدامات و فعّالیتهای پیگیر و هماهنگ و زمان بندی شده خدمات پزشکی ، پیراپزشکی ، حرفهای و اجتماعی گفته میشود که به قصد درمان و ارتقاء سطح کارائی معلولین به منظور دستیابی به یک زندگی تا حد امکان مستقل انجام میگردد» ، گفته میشود.
با توجه به رابطه توانبخشی با معلولیت لازم است با تعریف معلولیت (2) نیز آشنا شویم که عبارت است از : «مجموعهای از عوامل جسمی ، ذهنی و اجتماعی که به نحوی در زندگی فرد اثر سوء گذاشته و او را از زندگی طبیعی باز میدارد».
سابقه و تاریخچه توانبخشی
از آنجائی که معلولیت از نظر تاریخی سابقهای به قدمت تاریخ بشری دارد ، قدر مسلم توانبخشی معلولین علیالخصوص در جنبههای اجتماعی و حمایتی با آن، همسابقه بوده است . البته در سوابق تاریخی مواردی از برخوردهای منفی در تمدنها و فرهنگهای مختلف ذکر شده است از جمله مردم هند باستان معلولین را به رودخانهها میانداختند ولی در جوامع دینی و ادیان الهی همواره بر برخورد انسانی و شایسته با معلولین سفارش شده و به آنها مانند بقیه افراد نظر شده است. با گذشت زمان و پیشرفت دانش و به خصوص فن آوری توسعه یافته امروزی توانبخشی به مرحلهای رسیده است که قشر عظیمی از معلولین امکان زندگی و فعّالیت در حد افراد سالم را پیدا کردهاند . فعّالیتهای سازمان یافته و رسمی در قالب انجمنها و مجامع قانونی در زمینه توانبخشی سابقهای در حد یک قرن دارند. انجمن جهانی توانبخشی (3) (N.R.A) فعّالیت رسمی خود را در سال 1920 میلادی شروع کرده است . سابقه فعّالیت توانبخشیهای حرفهای نیز به همین سال بر میگردد. در حالی که انجمن توانبخشی اطفال (C.D.R.C) ار سال 1935 میلادی کار خود را شروع کرده است.
1. Rehabilitation 2. Handicap 3. National Rehabilitation
در کشور ما اولین تشکیلات توانبخشی در تهران در زمان ناصرالدین شاه ایجاد شد و در سال 1304 هجری شمسی «جبار باغچه بان» اولین مدرسه تعلیم «کرولال»ها را تأسیس کرد و به دنبال آن انجمنهایی از قبیل «انجمن توانبخشی ایران» و «انجمن حمایت از کودکان» فعّالـــیت خود را شروع کردند.
اهمیت توانبخشی
براساس آمار سازمان جهانی بهداشت در سال 1981 که سال جهانی معلولین نامیده شد، در حدود 500 میلیون نفر در سراسر جهان به نحوی دچار انواع معلولیت هستند. این میزان در حدود یک دهم جمعیت جهان را شامل میشود و یک سوم این گروه را کودکان تشکیل میدهند.
گرچه با پیشرفتهای فراوان علم پزشکی و کنترل بسیاری از بیماریهای شایع و همهگیر، مانند سل ، جذام ، فلج اطفال و ... امکان معلولیت از طریق این قبیل بیماریهای اپیدمیک کاهش یافته است ولی از طرف دیگر زندگی صنعتی و شهر نشینی و عوارض ناشی از آنها مانند سوانح و حوادث شغلی ، رانندگی ، بیماریهای قلبی و عروقی ، عوامل روحی و روانی ، مواد مخدر و از این قبیل باعث شده است نسبت افراد معلول به اشخاص سالم کاهش نیابد.
بنابراین اهمیت و نقش توانبخشی بیش از گذشته جلوهگر میشود چرا که اگر فرد معلول با استفاده از فعّالیتهای توانبخشی به درجهای از استقلال در زندگی شخصی برسد، از صرف امکانات و اتلاف وقت افراد سالم برای نگهداری از وی کاسته شده و نتایج مثبت اجتماعی، روانی ، اقتصادی و خانوادگی فراوانی به جای میگذارد.
اهداف توانبخشی ( 1)
• 1. پیشگیری از معلولیت