لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 16 صفحه
قسمتی از متن .docx :
تاریخچه مغناطیس درمانی
آهنربا هزاران سال برای درمان ، مورد استفاده قرار گرفته است. چنین روایت شده است که نجبای مصری برای حفظ زیبایی و جوانی خود جواهرات مغناطیسی به خود آویزان میکردند. قبایل آفریقایی برای آماده کردن غذا از سنگهای معدنی مغناطیسی استفاده میکردند. طبق اظهارات «میندا هسو» و «چیکوو فونگ» دو محقق مغناطیس شناس زیستشناس، مغناطیسدرمانی بیش از 2000 سال در چین به کار میرفته است. قدیمیترین کتاب پزشکی چین به نام کتاب « پزشکی داخلی » مربوط به دوره امپراطور زرد پوست چین حدود 2000 سال قبل از میلاد نوشته شده که به کاربرد مغناطیس در طب سوزنی اشاره میکند.
البته اگر از زمان حال دور شویم، باید بگوییم که ارسطو 300 سال قبل از میلاد، از کاربرد مغناطیس برای درمان صحبت کرد. «پلاینی» جوان پزشک یونانی نکاتی درباره نحوه درمان بیماریها در یونان 100 سال پس از میلاد مسیح نوشت. «گلن» پزشک رومی قرن سوم متوجه شد که مردم برای رها شدن از بیماری یبوست از آهنربا استفاده میکردند.
پزشکان فرانسوی 400 سال پس از میلاد درباره کاربرد گلوبندهای مغناطیسی مطالبی نوشتند. سالیان سال پس از آن آهنربا همچنان جنبه درمانی خود را حفظ کرده بود. در سال 1530 پزشکی به نام پاراسلسوس از قطبهای مختلف آهنربا برای درمان استفاده کرد.
اخیراً در سال 1977 انجمن سلطنتی پزشکان فرانسه دو متخصص را مأمور تأیید ارزش شفابخش آهنربا برای درمان بیماریها کرده است. این دو متخصص پس از دقت و بررسی زیاد متقاعد شدند که آهنربا خواص شفا دهنده دارد.
به تدریج شیوههای علمی و افکار منطقی شکل گرفت. حتی افراد بدبین متوجه شدند که وقتی آهنربا به شکل درستی به کار رود، خواص شفا دهنده دارد.
در سال 1936، آلبرت دیویس متوجه شد که دو قطب آهنربا خواص زیستی مختلفی دارند. او آزمایشهای متعددی را روی حیوانات، بذرها و گیاهان انجام داد. اساس یافتههای دیویس بر آن بود که یک قطب آهنربا اندامهای جانداران را تحریک و قطب دیگر آنها را آرام میکند. در سال 1948 طبق اظهارات پزشکان شوروی سابق، مغناطیسدرمانی میتوانست درد ناشی از قطع شدن اعضای بدن را کاهش دهد. در دهه 1960 طبق گزارشهای وزارت کشاورزی کانادا رویش بذرها و دانهها پس از قرار گرفتن آنها در معرض نیروی آهنربا بهبود می یافت.
ژاپنیها نیز در این زمینه عقب نماندند. آنها پژوهشهای پزشکی جدیدی آغاز کردند و به تولید انبوه وسایل آهنربایی همچون گردنبند، النگو و دانه تسبیح اقدام کردند. تقریباًٍٍ 10% از مردم ژاپن برای سالم ماندن از وسایل مغناطیسی استفاده میکنند. وزارت بهداشت ژاپن کاربرد مغناطیسدرمانی را کاملاً تأیید کرده است و این صنعتی بزرگ در ژاپن است.
پدیدههای مغناطیسی درمانی
پدیدههای مغناطیسی در تمام اعصار، تأثیر مسحور کنندهای بر ذهن انسان داشته است. سنگ ماگنتیتی (که نوعی سنگ آهنربا است) به صورت رسوب در رگههای آهنی مغناطیسدار جمع شده و اولین ماده مغناطیسی بوده که بشر از آن آگاهی یافته است.
کلمه انگلیسی لودستون از کلمه قدیمی انگلیسی لود به معنی «راه» مشتق شده است؛ چون که در طی قرون وسطی متوجه شده بودند که وقتی یک تکه از این سنگ را با نخ آویزان میکردند یک طرف آن همیشه به سمت شمال و طرف دیگر آن همیشه به سمت جنوب بود. چینیها آن را 4000 سال پیش ارابه جنوب نما مینامیدند و از آن برای جهت یابی استفاده میکردند.
این کشف - که سنگ ماگنتیت تکههای آهن را جذب میکند- در روم و یونان باستان صورت گرفت. مردم معتقد بودند طلسمهایی که از این سنگ ساخته شوند ، میتوانند هر شخصی را به محبوبش برسانند. آنها می گفتند اگر زن یک مرد بیوفا، یک تکه از این آهنربا را زیر بالش شوهرش قرار دهد، شوهر در خواب کابوسهای وحشتناکی خواهد دید. و اگر تکه آهنربا روی سر گذاشته شود میتوان به صدای خدایان گوش داد! این سنگ به عنوان طلسمی برای شفای سردرد، گرفتگی عضلات، نقرس، و انواع ناخوشیهای دیگر نیز به کار می رفت.
طبق اسطورههای باستانی یونان، یک پسرک چوپان به نام مگنس وقتی عصای فلزیاش را روی یک تکه از این سنگها گذاشت متوجه شد که دیگر نمیتواند آن را از سنگ جدا کند. واژه مغناطیس نیز ممکن است از نام همین پسرک چوپان گرفته شده باشد. ولی طبق روایتی دیگر که به حقیقت نزدیکتر است واژه مغناطیس از کلمه مگنزیا که نام شهری در آسیای صغیر (یعنی ترکیه) است گرفته شده است. در این محل رگههای آهن مغناطیسی به وفور یافت می شود.
مشکل است که دریابیم مردم باستان چگونه به خاصیت مغناطیسی زمین و اجرام سماوی دیگر در جهان هستی و تأثیر آن بر زندگی و بیماریها پی بردند. حالا فلسفه روزه گرفتن در زمانی که ماه تازه است و یا هلال ماه نو است از لحاظ علمی معلوم شده است. در چنین مواقعی تأثیر کره ماه بر کلیه مایعات به بیشترین مقدار میرسد. در چنین روزهایی کلیه مواد (مواد مایع و نیمه مایع آهندار بدن) تحت تأثیر ماه جذب میشوند و میتوانند منجر به مسائل احساسی و ذهنی حاد شوند. این نوع روزه گرفتن باعث میشود مایعات بدن طی اقدامی احتیاطی علیه چنین آثار ناهنجاری کاهش یابند.
به همین ترتیب اجداد ما چنین تصور میکردند که شخصی که در آخرین دقایق حیاتش است باید طوری بخوابد که سرش رو به شمال و پاهایش رو به جنوب باشد تا هم راستایی مغناطیسی بین زمین و بدن او ایجاد شود. این امر باعث میشد خروج روح از بدن با آرامش، کاهش درد و رنج کمتر انجام شود.
برخی دانشمندان که روی آثار خواص مغناطیسی زمین و تأثیرات آتش پارهها و لکههای خورشید تحقیق میکنند، متوجه شدهاند که عوامل فوق باعث برهم خوردن آرامش مغناطیسی زمین و منجر به تغییرات زیستی حاد در موجودات زمین میشود.
همچنین به این نکته پی بردهاند که اندامهای متفاوت بدن انسان به دلیل فعالیتهای شیمیایی متفاوتی که در بدن انجام میشود، میدانهای مغناطیسی متناوبی ایجاد میکند. این امر ثابت میکند که هر سلولی در بدن انسان یک ارزش مغناطیسی خاصی دارد. بیشترین میدان مغناطیسی را مغز در حین خواب ایجاد میکند. پس از آن قلب در مقام دوم قرار دارد که میتوان میدان مغناطیسی آن را از لحاظ علمی اندازه گرفت.
همچنین متوجه شدهاند که قطب شمال خواص آنتیبیوتیک دارد. (یعنی میتواند عفونت را مهار یا روند آن را کُند نماید) و قطب جنوب خواص انرژیزا دارد (یعنی میتواند حرارت و انرژی در اختیار اندامهای مختلف بدن قرار دهد). لذا قطب شمال برای درمان بیماریهایی مفید است که عفونت ریشه اصلی آنها است. در حالی که قطب جنوب برای درمان دردها، ورمها، سفتی اندامها، و مسائل مربوط به عملکرد کُند آنها مفید است.
سالها است که آهنرباهای دست ساز بشر جای سنگهای مگنتیت را گرفتهاند. آهنرباهای امروزی شکلها و قدرتهای مختلفی دارند. برخی به شکل میله، نعل اسب، سوزن و دیسک هستند.
از دیدگاه طنز، مغناطیسدرمانی هم یکی از قدیمیترین شیوههای درمان و هم یکی از جدیدترین آنها است! اکنون زمانی است که این شیوه بزرگ درمان مورد بهرهبرداری قرار گیرد که نتایج درخشانی هم در پی دارد.
نقش بدن ما در مغناطیس درمانی
خود بدن ما یک آهنربا است و دارای قطبهای آهنربایی است. هنگام درمان نیروی قطب شمال آهنربا باید به قسمت راست بدن و نیروی قطب جنوب به قسمت چپ بدن اعمال شود. به همین ترتیب نیروی قطب شمال باید به نیمه بالای بدن و نیروی قطب جنوب آهنربا باید به نیمه پایین بدن اعمال شود.
ولی در عین حال هیچ قانون ثابتی وجود ندارد و این امر بستگی به تشخیص پزشک و حالتی دارد که بیمار در آن حال خود را راحت حس میکند. مغناطیس درمانها از شیوههای مختلفی استفاده میکنند و معالجههای آنها سرانجام بستگی به بیمار، نوع بیماری، میزان وخامت آن و برخی عوامل و متغیرهای دیگر دارد که در بخشهای بعد آنها را بررسی خواهیم کرد.
در مغناطیسدرمانی از نقاط هدایت استانداردی که در بررسی الکترونیکی بیماریهای قلبی استفاده میشود نیز بهره میبریم. جریانهای مثبت و منفی برق به ترتیب مطابق با قطبهای شمال و جنوب آهنربا هستند. در تهیه الکتروکاردیوگرام قلب از ساعدها و ساق پای چپ استفاده میشود. دو نوع مسیر همزمان کشیده میشوند. دو الکترود یکی مثبت و دیگری منفی استفاده میشوند. بنابراین با استفاده از دو ساعد و ساق پای چپ سه ترکیب ساخته میشوند:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
مدرسه راهنمایی آرمیتا مصلی نژاد
موضـــوع :
تهیــــه کننده:
دوم 1
فروردین 88
فهرست مطالب
عنوان صفحه
نیما یوشیج 4
استاد شهریار 5
پروین اعتصامی 12
منابع 15
نیما یوشیج پدر شعر نو
پدر شعر نو علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج، فرزند ابراهیم خان اعظم السلطنه نوری در دهکده یوش از بخش بلده شهرستان نور متولد شد. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت. در مدرسه عالی سن لوئی تهران به ادامه تحصیل پرداخت. با آموختن زبان فرانسه با ادبیات غرب آشنا شد. نیما در شرح احوال خود مینویسد: « آشنایی با زبان خارجی ، راه تازهای پیش چشم من گذاشت». اولین اثر وی در سال 1300 هجری به نام « قصه رنگ پریده » منتشر شد. او مبتکر سبکی نو در شعر پارسی است که به نام "شعر نو" معروف شده است. او در سال 1301 سرآغاز شعر نو، افسانه را منتشر ساخت و چند سال بعد یعنی در سال 1305 شعر خانواده سرباز را سرود. نیما شغل آموزگاری را در سال 1309 یعنی زمانی که 33 سال داشت در مدرسه حکیم نظامی آستارا آغاز کرد که آن دوران در تحول فکری نیما بسیار حائز اهمیت است. لازم به ذکر است او در سالهای نوجوانی به تشویق استادش « نظام وفا » به سرودن شعر پرداخت. باید خاطر نشان ساخت که یادداشتهایی به صورت پراکنده در سالهای 1301 الی 1314 از وی به جای مانده است.مجموعه اشعار وی به نامهای قصه رنگ پریده، ای شب، منت دونان، شیر، چشمه کوچک. یادگار، انگاسی. بز ملاحسن، گل ناز دار، خارکن، روباه و خروس، به یاد وطنم ... توسط تورج قوچانی جمع آوری گشت. از زمان مشروطیت به بعد به ویژه از زمان روی کار آمدن رضاخان تا اتمام دوره حکومت او، شاعران بیپروا و واقع گرا و حتی رومانتیک سیاست سرا مورد قلع و قمع قرار گرفتند. برای مثال عشقی و فرخی جان خود را از دست میدهند، عارف قزوینی خانه نشین میشود و در گرسنگی میمیرد، ایرج میرزا خود را به آن راه میزند و ... نیما در چنین دورهای به سمبولیسم خاص خود روی میآورد. سمبولیسمی که عموماً دیدگاه سیاسی غیر مستقیم پوشیده گویی و رمزنویسی را به عنوان تنها حربه موثر به کار میگرفت و چنین است که در دیوان نیما نه تنها بیشتر شعرها نمادین هستند بلکه عنوان شعر هم نمادین است مانند : ققنوس، ناقوس، مرغ آمین و ... مرحوم اخوان ثالث نقل میکرد که روزی در زندان شاهی پس از کودتا میپرسد، باز هم میشود شعری گفت که این آقایان نفهمند ولی مردم بفهمند. به قول یکی از زبان شناسان و منتقدان، شعر حافظ هم با استعارات و ابهامات کلامی که میآفریند در ساز و کارهای ذهنی دست به همان ترفندهایی میزند که نمونهاش را در شعر نیما میبینیم. جلال آل احمد میگوید هر شب شعرهایی در این کنگره خوانده میشود و شبی که نوبت شعر خواندن نیما رسید به ناگاه همگان با قطع برق مواجه شدند، روی میز خطابه شمعی نهاده شد و نیما شروع به خواندن شعر « آی آدمها » نمود که با حال و هوای موجود در سالن بسیار مناسب بود. نیما زندگی مرفهای نداشت و با دست مایهای که از وزارت فرهنگ آن زمان میگرفت به سختی امرار معارش میکرد و عالیه خانم همسر ایشان نیز که به سمت کارمند بانک ملی انجام وظیفه مینمود در
گذران زندگی، وی را همراهی مینمود.نیما دوران بازنشستگی را در خانه بسر میبرد و به سرودن شعر میپرداخت و اصولاً به علت اینکه بیشتر عمر خود را در یوش گذرانده بود به سختی میتوانست خود را با آداب و فرهنگ مردم شهری سازگار نماید، او همیشه آرزوی هوای کوه را داشت و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
واحد میانه
گزارش کارآموزی
مکان کارآموزی:
اداره کار و امور اجتماعی شهرستان میانه
موضوع کارآموزی: حسابداری
استاد کارآموزی: مهندس سلمانی
تنظیم کننده : عیسی بیگلری
Good lauke
تقدیر و تشکر:
جا دارد که در اینجا از تمامی کسانی مرا در تهیه و تنظیم این گزارش یاری کرده اند. کسانی مثل مهندس سلجوقی. مهندس کبیری.. و مشوق من درتهیه این گزارش بودند تقدیر و تشکر نمایم.
با تشکر عیسی بیگلری
بهار83
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه.....................................................................................2
فصل اول:گردشکار واحد تنظیم روابط کار...........................................5
وظایف شغلی واحد تنظیم روابط کار ................................. 6
گردشکار واحد اشتغال.......................................................7
شرح وظایف عمومی بازرسان کار.........................................8
گردشکار واحد بیمه بیکاری................................................10
شرح وظایف کارشناس بازار کار..........................................11
فصل دوم: نقش نیروی انسانی...........................................................16
پست های ثابت سازمانی....................................................16
پرسنل موجود و توزیع کارهای اداره..................................18
اشنایی با روابط کار صنعتی................................................20
نقش برنامه ریزی و اموزشی..............................................23
سازمان آموزش و فنی حر فه ای.........................................26
فصل سوم: طرح خود اشتغالی............................................................27
بیمه بیکاری.......................................................................33
دانش و سیستم حسابداری.................................................38
هدفهای عمده حسابداری....................................................39
گزارشهای حسابداری...........................................................
عنوان صفحه
گزارشهای درون سازمانی....................................................41
گزارشهای برون سازمانی.....................................................41
مدل و عناصر حسابداری.......................................................46
پایان نامه گزارش...............................................................50
ص 2..
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
رستم و سهراب
کنون رزم ویروس و رستم شنو دگرها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یک دیسک داد بگفتا به رستم که ای نیکزاد
در این دیسک باشد یکی فایل ناب که بگرفتم از سایت افراسیاب
چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار
جوابش چنین داد خندان طرف که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال می کن بدین دیسک هان! که هم نون و هب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد مینی تاوراش بزد ضربه بر دکمه پاور اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مَر آن دیسک را در درایو اش گذاشت
نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت یکى لیست از نقشه دیسکت گرفت
در آن دیسک دیدش یکی فایل بود بزد اینتر آنجا و اِجرا نمود
کز آن یک دموشد پس از آن عیان ابا فیلم و موزیک و شرح و بیان
به ناگه چنان سیستمش کرد هنگ که رستم در آن ماند مهبوت و مَنگ
چو رستم دگر باره ریست نمود همى کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خویش فریاد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود بیامد که لیسانس رایانه بود
بدو گفت همه مشکلش وز آن دیسک و برنامه ى خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش یکی دیسک راه انداز آورد پیش
یکى تول کیت اَندر دیسک بود بر اورد آنرا و اِجرا نمود
همى گشت تول کیت هارد اَندرش چو کودک که گردد پى مادرش
به ناگه یکى رمز ویروس یافت پى حذف اِمضاى ایشان شتافت
چو ویروس را نیک بشناختش مَر از بوت سکتور بر انداختش
یکى ضربه زد به سرش تول کیت که هر بایت آن گشت هشتادبیت
به خاک اَندر اَفکند ویروس را تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه به شوهرش که این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره امّا خریت مکن ز رایانه اصلاً تو صحبت مکن
اسفندیار
به معنای آفریدهی مقدس. لقب آن تَهْم یعنی دلیر است. پسر گشتاسب. او برای گسترش دین بهی بسیار میکوشد و جنگها میکند. از جمله، ارجاسب، شاه هونها را شکست میدهد. به واسطهی دانهی اناری که زرتشت به او میدهد، روئین تن میشود. اسفندیار جوانی شایسته و نیرومند است که حسادت اطرافیان خود را برمیانگیزد و از او نزد پدر بدگویی میکنند. گشتاسب به خاطر سعایت اطرافیان به اسفندیار بدگمان میشود و به خیال اینکه او در فکر تاج و تخت است دستور میدهد پسر را در غل و زنجیر به دژ گنبدان ببرند و در آنجا او را به چهار میخ آهنین ببندند. ارجاسب، شاه هونها که از تغییر دین گشتاسب آگاه شده به بهانهی بازگرداندن دین قبلی به حمله میبرد. در این نبرد بسیاری کشته میشوند و سپاه ایران شکست میخورد. گشتاسب کسی را نزد اسفندیار میفرستد و عذر گذشته میخواهد و از او میخواهد به کمکش بیاید. اسفندیار که ابتدا از پدر دلآزرده است نمیپذیرد، اما سرانجام قبول میکند و نزد پدر میاید و ارجاسب را شکست میدهد. اما گشتاسب اهدای تاج و تخت خود به او را منوط میکند به نجات دو خواهر اسفندیار که نزد ارجاسب اسیرند. اسفندیار میپذیرد و در راه رسیدن به روئین دژ که کاخ ارجاسب است از هفت خوان میگذرد. خوان نخست، کشتن دو گرگ غول پیکر؛ خوان دوم، کشتن دو شیر غول پیکر؛ خوان سوم، کشتن اژدهای کشف رود، که اسفندیار برای از بین بردن این اژدها درون صندوقی آهنی پنهان شد و بعد از اینکه اژدها صندوق را به دندان گرفت از آن خارج شده و اژدها را کشت. خوان چهارم، کشتن زن جادو؛ خوان پنجم، کشتن سیمرغ و دو فرزند او، که اسفندیار برای کشتن سیمرغ در صندوقی پنهان شد که روی یک گردونه بود و گرداگرد آن را شمشیر نشانده بودند. بال سیمرغ به هنگام حمله به صندوق در شمشیرها گیر کرد و زخمی شد. اسفندیار نیز از صندوق درآمده و او را به قتل رساند؛ خوان ششم، گذشتن از بیابان پر از برف؛ و خوان هفتم، گذشتن از صحرای سوزان بود. او پس از گذار از هفت خوان، لشکر ایران را به روئین دژ میرساند، اما در مییابد که با جنگ نمیتواند وارد دژ شود. بنابراین به جامهی بازرگانان درآمده، هشتاد جفت صندوق بر پشت هشتاد شتر استوار میکند و 160 دلاور را در آنها پنهان میسازد. بیست دلاور دیگر نیز به جامهی ساربانان درمیآیند. بقیهی لشکر نیز تحت فرمان پشوتن منتظر علامت اسفندیار میمانند. او بر بیست شتر نیز حریر و ابریشم و گوهر بار میکند و وارد دژ میشود. چند روز بعد اسفندیار ساکنان دژ را به مهمانی دعوت میکند و به بهانهی مهرگان آتشی برپا میسازد. پشوتن با دیدن آتش لشکر را به سمت دژ میکشد و به نبرد با سرداران ارجاسب میپردازد. ارجاسب نیز به خیال آنکه دژ در امان است، تمام لشکر را برای کمک به سربازان بیرون میفرستد. با خالی شدن دژ، اسفندیار دلاوران را از صندوقها درآورده و دژ را تسخیر میکند، خواهرانش را نجات میدهد و گنج های دژ را برداشته و به نزد پدر میرود. اما گشتاسب حاضر نمیشود سلطنت را به او واگذار کند و او را به سیستان میفرستد تا رستم را دست بسته به نزد او بیاورد. اسفندیار از رستم میخواهد که خود را دست بسته تسلیم گشتاسب کند، اما رستم این خفت را نمیپذیرد و اسفندیار مجبور به نبرد تن به تن با او میشود. رستم که پیرمردی است، چون میبیند که نزدیک است از اسفندیار شکست بخورد، از سیمرغ کمک میطلبد و او راز روئینتنی و نقطهی ضعف اسفندیار را به او میگوید و تیری از گز به رستم داد تا به کمک آن اسفندیار را نابود کند. در نبرد بعدی رستم تیر گز را به چشم اسفندیار میزند که تنها نقطهی آسیبپذیر اوست و باعث مرگ او میشود. پس از آنکه اسفندیار تیر را
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن .doc :
نهاد اجتماعی
اصطلاح نهاد به هر نوع اعتقاد ، ارزش ، مفهوم ، سازمان یا بطور کلی ، هر پدیدهای که طی شرایط و فراگردهای تاریخی با مجموعهای از هدفها ، کارکردها و کنشها مشخص شده ، اطلاق میشود. نهاد اجتماعی عبارت است از نظام سازمان یافتهای از روابط اجتماعی که متضمن ارزشها و رویههای عمومی معینی است و نیازهای اساسی خاصی از جامعه را برآورده میسازد.
نگرش کلی
هر جامعهای در ارتباط با بقا و رفع نیازهای اجتماعی اساسی خود ، وظایف یا کارکردهای مهمی بر عهده دارد. اعضای جدید باید متولد و تربیت شوند، ضروریات حیاتی مردم باید تولید و توزیع شوند، نظم اجتماعی باید برقرار و محفوظ بماند، و مردم باید احساس کنند که زندگی معنا و هدف دارد. ساختارها یا شیوههایی که وظایف اساسی فوق از طریق آنها عملی میشوند، نهادهای اجتماعی نامیده میشوند.
کارکردهای نهاد اجتماعی
نهادها ، کارکردها یا نقشهای ویژهای بر عهده دارند، یعنی هر یک از آنها وظیفه و کار معینی برای جامعه انجام میدهند و آنچه انجام میدهند رابطهای با آنچه مقرر است انجام دهند، دارد. کارکردهای یک نهاد ، عموما ، یا آشکارند (Manifest) یا نهان (Latent). کارکردهای آشکار قابل تشخیص و واضحاند و نهاد اساسا برای تحقق بخشیدن آنها موجودیت یافته است. کارکردهای نهان ، غیر عمدی و احتمالا غیر قابل تشخیصاند و اگر قابل تشخیص هم باشند، امری فرعی تلقی میشوند. کارکردهای نهان ممکن است مقاصد اصلی و کارکردهای آشکار نهاد را تقویت کنند یا ربطی به آنها نداشته باشند، یا حتی به نتایجی کاملاً زیان بخش و مغایر با وظایف و عملکردهای آن نهاد ، منجر شوند، مثلا ، کارکرد آشکار نهاد اقتصادی و مؤسسات وابسته آن ، تولید و توزیع کالاها ، خدمات و بهره وری است. کارکردهای نهان آن ممکن است گسترش شهرنشینی ، دگرگون سازی زندگی خانوادگی ، رشد و گسترش اتحادیههای صنفی و کارگری ، تغییرات و تحولات دیگر باشد.
کارگزار در نهادهای اجتماعی
نهادهای اجتماعی برای انجام دادن وظایف خود ، به مشارکت افراد انسان به عنوان کارگزار ، نیازمندند. ولی انسان در مقام کارگزار ، باید طبق انتظارات نهادها عمل کند نه به میل و اراده خود ، مثلا در نظام آموزش و پرورش ، شخصیت و رفتار معلمان ، در درجه اول ، از لحاظ نحوه ایفای نقش معلمی ، یعنی برآوردن انتظارات نظام آموزشی و رعایت موازین و مقررات آن ، مورد توجه قرار میگیرد.
روابط متقابل در نهادهای اجتماعی
نهادها در خلا عمل نمیکنند، بلکه جزئی از کل جامعه و فرهنگ آن بوده با سایر نهادها ، روابط و کنشهای متقابل دارند. فهم یک نهاد ، مستلزم مطالعه روابط آن با سایر اجزای جامعه و فرهنگ است. دین ، حکومت ، اقتصاد ، آموزش و پرورش ، و خانواده ، پیوسته با یکدیگر ، کنش و واکنش متقابل دارند، مثلاً شرایط اقتصادی معین میکند که چه افرادی میتوانند ازدواج کرده ، تشکیل خانواده دهند. ازدواج و میزان زاد و ولد ، در افزایش تقاضای مصرف مؤثرند.
ساختارهای اجتماعی
هر نهادی ، دارای ساختار شخصی است. انجام پذیری وظایف یا کارکردهای نهادها ، مستلزم پیشبینی تشکیلات رویهها و مقررات معینی است، مثلاً نهاد آموزش و پرورش ، ساختاری متشکل از سازمانها و مؤسسات گوناگون دارد که از طریق آن پاسخگوی نیازهای آموزشی و پرورشی جامعه است. ساختار سازمان ، شبکهای از اجزای کوچکتر است که نقشها نامیده میشوند. هر نقش ، وظایفی دارد و بین نقشهای سازمانی ، روابطی پیشبینی شده است.
قواعد و مقررات رفتاری در نهادهای اجتماعی
نهادها برای انجام دادن کارکردهای خود ، موازین و مقررات رفتاری ویژهای وضع میکنند. مقررات و انگارههای رفتاری ، از لحاظ هدایت افرادی که وظایفی در مؤسسات نهادها عهدهدار میشوند، اهمیت دارند. پیروی از مقررات و رعایت شایسته آنها ممکن است موجب تشویق ، و تخطی از آنها موجب تنبیه شود. در هر حال ، مقررات ، فرد را ملزم خواهد ساخت که با نقش خود سازگار شده ، وظایف محوله را به درستی انجام دهد.
منزلت اجتماعی نهادهای اجتماعی
نهادها ، اعضای خود را از منزلت یا پایگاه اجتماعی خاصی برخوردار میسازند. بدین معنا که مردم یک جامعه ، راجع به منزلت اجتماعی افرادی که در نهاد یا سازمانی عضویت دارند، باورها و پیش فرضهایی قایل میشوند، مثلا ممکن است که دانش آموختگان دانشگاه تهران و شیراز از لحاظ دانش و مهارت و کارشناسی ، واقعا چندان تفاوتی نداشته باشند، ولی اگر مردم ، عموما ، و افرادی که با تحصیلات دانشگاهی سروکار دارند، خصوصا ، بر این باور باشند که دانشگاه تهران وجهه علمی بالاتر و مطلوبیت اجتماعی بیشتری دارد، در این صورت ، دانش آموختگان این دانشگاه نیز از منزلت و اعتبار بالاتری در جامعه برخوردار خواهند شد. بنابراین ، منزلت نهاد یا سازمانهای آن ، به اعضای وابسته بدان ، تعمیم داده میشود.
مقاومت در برابر تغییر
نهادها ، عموما ، گرایش به محافظه کاری دارند و در مقابل تغییر ، مقاومت میکنند. این گرایش به سازمانهای وابسته نهادها نیز تسری پیدا میکند. هرچند ممکن است افرادی که در نهادها یا سازمانها ، نقشی برعهده دارند، در صدد تغییر نقش خویش برآیند، ولی در این کار با مشکلاتی مواجه میشوند. دگرگونی در نهادها ، هنگامی میسر میشود که برای تغییر آمادگی کسب کنند .نهاد اجتماعی ترجمه کلمه فرنگی intitution است که در مواردی به موسسه یا سازمان اجتماعی نیز ترجمه شده است .نهاد اجتماعی را در یک معنی به "الگوی رفتار منظم و بادوام و پیچیده که بوسیله آن کنترل اجتماعی صورت میگیرد "اطلاق گردیده است. "دورکیم" تعریفی که از جامعه شناسی نموده آن را علم به نهادهای اجتماعی میداند مقصود ولی از نهاد اجتماعی مجموعهای از اصول و مقررات است که در جامعه بنیان یافته و بر رفتار فرد ناظر است بطوریکه سرپیچی از آنها مشکل و گاهی غیر مقدور است و در این مورد نهاد را به همه عقاید و شیوههای رفتاری اطلاق نموده است که اجتماع نهاد یا تاسسیس کرده است. مارسل موس جامعه شناس فرانسوی که شاگرد دورکیم است در تعریف نهاد میگوید: "نهاد اعمال و افکاری اجتماعی اند که فرد در بدو تولد آنها را در مقابل خود ساخته و پرداخته مییابد و انتقال این اعمال و افکار غالباً از راه آموزش صورت میگیرد "و بالاخره