لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
دوران کودکی و نوجوانی
او در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان میگشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی میپردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال میورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم میشود در حالی که به تازگی موسس آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفتهاند.
دوران جوانی
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و امام خمینی (به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره میگیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد مطهری گاهی به بروجرد میرفته و از محضر ایشان استفاده میکردهاست. وی مدتی نیز از آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهرههای معنوی فراوان بردهاست. از اساتید دیگر استاد مطهری میتوان از آیت الله سید محمد حجت (در اصول) و آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بودهاست. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار میرود به تهران مهاجرت میکند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی میپردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل میگردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز میکند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل میشود. استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن میباشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار ماندهاست.
فعالیتهای سیاسی
او کنار امام بودهاست به طوری که میتوان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل میشود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی میگردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد میشود.
پس از تشکیل هیئتهای مؤتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها میگردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر میشود، ولی از آنجا که قاضی ای که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام میفرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد مطهری از مهلکه جان سالم بدر میبرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ارزش گذشت
گذشت و ایثار دو واژه مقدس در ادبیات ماست . همیشه و هر زمان در طول تاریخ بشریت " از خود گذشتگی " جایگاهی بسی ژرف در ارزش های انسانی داشته است و از جمله خصوصیات اخلاقی والا به شمار می رفته است .
ذشت و ایثار دو واژه مقدس در ادبیات ماست . همیشه و هر زمان در طول تاریخ بشریت " از خود گذشتگی " جایگاهی بسی ژرف در ارزش های انسانی داشته است و از جمله خصوصیات اخلاقی والا به شمار می رفته است .هر جامعه ای بسیاری از پیشرفت های خود را مرهون و مدیون افرادی بوده است که در راه ایجاد آبادی و ترقی سرزمین خود از خواسته ها و امیال خود گذشتند و رفاه و آسایش و امنیت مردم را بر رفاه و آسایش و امنیت خود ترجیح دادند.
چنین اشخاصی تاثیرگذارترین افراد هر جامعه ای هستند. چه در میان بزرگان و اندیشمندان هر سرزمین مانند امیرکبیر که بزرگترین نقش را در زمان خود در پیشرفت و ترقی ایران داشت و در نهایت جان خود را در این راه فدا نمود و چه در واحدهای کوچکتر مانند خانواده که ممکن است که یکی از اعضاء آن مانند پدر،مادر یا برادر زندگی هر یک از دیگر اعضاء خانواده را دگرگون نماید. اینکه انسان تنها خود را نبیند و فقط به خواسته های خود فکر نکند، برای دیگران ارزش قایل شود و به خواسته های آنها بهاء دهد بزرگواری است و آنجا که به خاطر دیگری تمایلات خود را زیر پا بگذارد ، گذشت و فداکاری است . برای گذشت و ایثار باید خیلی بزرگوار بود و برای بزرگوار بودن باید خیلی انسان بود.اما برای انسان های واقعی این گذشت و بزرگواری آنچنان دلپذیر و لذت بخش است که هرگز آن را با خودخواهی های دیگران عوض نمی کنند و احساس رضایت حاصل از این ایثار را بر حس خودخواهی ترجیح می دهند.فداکاران از فداکاری خود خشنودند اما هرگز ظالمان از ظلم خود لذت نمی برند مگر آنکه شخصیتی بیمارگونه داشته باشند.هرآنچه که انسان را به انسان بودنش نزدیک می کند و او را در مسیر تکاملی خود پیش می برد احساس والایی از هستی به او می بخشد و هر آنچه که او را در مسیر حیوانی پیش می برد احساس پستی و رذالت را در او زنده می کند و بسوی درجات پایینی از انسان بودن سوق می دهد.
دکتر فرانکل پزشک روان شناسی بود که در سال های جنگ جهانی به جرم یهودی بودن سالها در اردوگاههای آلمان اسیر بود .همه افراد خانواده او به دست نازی ها در کوره های آدم سوزی کشته شدند. او که در بیمارستان و دانشگاه اتریش برای خود موقعیتی داشت و پزشک و محقق موفقی به شمار می رفت زمانی که به دست نازی ها اسیر شد،هرگز با او رفتاری انسانی نکردند.دکتر فرانکل پس از آزادی تمامی خاطرات دوران اسارت خود را در کتابی به نام "انسان در جستجوی معنی " به رشته تحریر درآورد.او در تحقیقات و نتیجه گیری های خود برای هستی و زندگی و بودن مفهومی انسانی پیدا کرد و هر کس که در این درجه از درک مفهوم زندگی و انسان عاجز می ماند، یا در ناامیدی می مرد و یا با خشم و نفرت زندگی می کرد. او در تمام سال های سخت اسارت هرگز ارزش های اخلاقی و انسانی را زیر پا نگذاشت و حتی از سربازان آلمانی یاد کرده که در موقعیت های سخت بدون اطلاع مافوق های خود به اسرای بیمار کمک می کردند و این کار در آن شرایط برای یک سرباز که می دانست در صورت اطلاع مافوقش چه مجازاتی در انتظار اوست گذشت و فداکاری است .در میان اسراء نیز کسانی بودند که حاضر می شدند از قرص نان خود کمتر بخورند و قسمتی از آن را به دوست بیمارشان بدهند.
در شرایط سخت و بحرانی است که خوبی کردن مفهوم واقعی خود را می یابد و به قولی روزگار سخت است که خمیره و ذات انسان ها را می نمایاند . چراکه در روز خوشی گذشت و نیکی کردن چندان زحمت و انرژی نمی برد . شما اگر ده میلیون تومان پول داشته باشید صد هزار تومان آن را می توانید به کسی که به سختی به آن محتاج است ببخشید اما اگر همین صد هزارتومان را داشته باشید چه ؟ مسلما پاسخ این پرسش به منش و دیدگاههای افراد بستگی دارد. دکتر فرانکل در کتاب خود به این نکته اشاره کرده که آنهایی که بهترین بودند هرگز بازنگشتند و در حقیقت آنقدر از خود برای دیگران مایه گذاشتند که دیگر از خودشان چیزی باقی نمانده .آیا می ارزد به خاطر چند سالی یا چند صباحی بیشتر عمر کردن انسانیت را بفروشیم.آیا در این معامله سود می کنیم.پایمال کردن حق دیگران به خاطر کمی بیشتر خوردن یا پوشیدن یا داشتن.آیا این داشتنها ارزش این همه فرومایگی را دارد.
سعی کنید در زندگی گاهی خود را به جای دیگران بگذارید.فقط از زاویه دید خود به مسائل نگاه نکنید. فقط خود را نبینید.در این جهان میلیون ها انسان زندگی می کنند. حس بشردوستانه احساس تنهایی و انزوا را می زداید.اگر ذره ای به خدا ایمان دارید بدانید که پاداش و ثمره گذشت شما هرگز بی پاسخ نخواهد ماند. آنچه را که از خود برای دیگران خالی می کنید خداوند برای شما پرخواهد کرد. شما اگر راه لذت بردن از زندگی را بیابید از یک دسته گل به اندازه یک گلستان رایحه استنشاق خواهید کرد و اگر فقط حرص و طمع داشتن را داشته باشید نه تنها از آنچه که دارید لذت نخواهید برد بلکه فقط بیش از پیش انباشته کرده و در طمع بازهم بیشتر داشتن خواهید سوخت . به ملاحظه ارزش های اخلاقی مطمئن باشید هرگز پشیمان نخواهید شد از این که در حق دوست ، خانواده یا همسایه خوبی کرده باشید. این یک سخن قدیمی است که می گویند از انسان یکی خوبی می ماند و یکی بدی . مسلما شما خود این را تجربه کرده اید .اگر در شرایط سختی بسر برده اید و دوستی دست شما را گرفته و نجاتتان داده ، هرگز فراموش نمی کنید و دور از انصاف است که فراموش کنید و اگر کسی دلتان را شکسته یا نمکی روی زخمتان ریخته بازهم فراموش نمی کنید و حتی دیدن آن شخص شما را به یاد زخم زبانهای او می اندازد حتی اگر شما بزرگی کرده و او را بخشیده باشید.معمولا آینده غیر قابل پیش بینی است .هر شرایطی ممکن است برای انسان پیش آید .اگر شما صاحب یک زندگی معمولی باشید و اتفاقی برای یکی از نزدیکان شما رخ دهد چقدر احساس مسوولیت می کنید؟ برادر یا خواهری به همراه همسرش در تصادفی کشته شوند و تنها کودک خردسالی از این واقعه تلخ برجای بماند که به جز شما کسی را ندارد.او را چقدر به آغوش می فشارید.در خانواده خود می پذیرید؟ با او مانند فرزندانتان رفتار می کنید؟یا فقط متاسف می شوید و فکر می کنید در قبال این حادثه شما مسوول نیستید.اگر وضع مالی خوبی دارید و برادری دارید که از لحاظ مالی در مضیقه به سر می برد حاضرید سهم الارث خود را به برادرتان ببخشید یا فکر می کنید وضع نامناسب او ربطی به شما ندارد و ارث پدری حق شماست .
آیا گذشتن از اندکی پول لذتبخش تر از داشتن کمی پول اضافی نیست ؟ در رفع مشکلات اعضای خانواده ، خواهر ،برادر ،فرزند یا دوست چقدر نقش دارید.حاضرید کمتر سیگار بکشید و یک بسته مداد رنگی به فرزندتان بخرید. حاضرید از وقت استراحت خود بزنید و به دیدن خاله یا عمه ای بروید که به کمک فکری یا درد دل با شما نیاز دارد. حاضرید چند روزی به جای همکار بیمارتان بیشتر کار کنید. در غم و شادی با دیگران شریک باشید زیرا در گروهها غمها تقسیم می شوند و شادیها ضرب می شوند.نترسید که نیکی کنید و فراموش شود من هرگز محبت دیگران را فراموش نکردم.دیگران هم هرگز محبت شما را فراموش نمی کنند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن .doc :
کودکان تیز هوش
کنجکاوی و تفکر پیرامون افراد تیز هوش و با استعداد وسابقه ی بسیار طولانی دارد و احتمالا به زمانی بر می گردد که برای اولین بار انسان علاقه مند شد به آنکه بداند چرا افراد با هم متفاوتند . در جوامع مختلف هر زمان افرادی بودند که از خود توانایی هایی و برجستگی های خاصی نمایین ساخته و موجب بر انگیختن حس کنجکاوی مردم شده ومورد شک یا نفرت و یا ترغیب و تشوبش آنها بسته به چگونگی فرهنگ وخلق و خو وعقاید جوامع قرار می گیرند.بودند افرادی که با با استعدتد فراوان و نبوغ فوق العاده خویش در طول زندگی توجه و تحسین همه را به خود جلب نموده ویا بدون توجه مردم زندگی کرده وگهگاه پس از مرگشان به نبوغ آنها پی در پی شده است. در یونان قدیم افلاطون را عقیده بر آن بود که کودکان با هوش می بایست در سنین کوچک انتخاب شده و به ا نها به طور اختصاصی علوم وفلسفه تعلیم داده می شود . او می گفت باید سر آمد این افراد برای فرمانروایی ایالات انتخاب گردند . افلاطون عقیده داشت که بقای دموکراسی یونان بستگی به توانایی ان کشور در اموزش و پرورش افراد با استعداد و برجسته خود جهت رهبری جامعه دارد . طرظ تفکر آ داب ورسوم و عقاید جوامع نقش موثر ی در شناسایی وتعلیم وتربیت کودکان سر آمد داشته است . در یونان قدیم عقیده ی مردم بر آن بود که نبوغ وتیز هوشی یک هدیه ی الهی است و دریچه ای به علم لایتناهی که شخص را قادر می سازد به عمق حقیقت پی برده و مرگ و فنا را اززندگی دور کند . از طرفی دگر در گزشته ی دور گروهی را عقیده و نظربر این بوده که نبوغ یک حالت و احساس مخرب و انحرافی است و فقط به هنگام دیوانگی است که می تواند خلاقیت داشته باشد . هم چنین بر خی عقیده داشتند که نیروی خارق العاده ای ذهنی نشانه ای هز بیماری بدنی است در همه حال وجود نظرات و عقاید متفاوت ومتظاد پیرامون تیز هوشی حتی از زمان های بسیار گذشته مورد توجه انسان ها بوده اند . بحث در اینکه ایا مردان وزنان قهرمان بوده اند که تاریخ را ساخته اند و یا اینکه تاریخ قهرمان پرور بوده است . سالها ادامه داشته وهنوز هم ادامه دارد . اما علیرغم اینکه جواب به این سوال کدام باشد یک چیز کاملا مشخص وروشن است که همواره توجه و علاقه به کارائی ها و خدامات اشخاص سر امد و استسنائی در طول قرون گذشته بسیار عمیق تر و گسترده تر از توجه به مطالعات صرف تاریخ است . مفهوم نبوغ و استعداد نیز همیشه نسبی بوده و در طول تاریخ در میان اقوام و جوامع مختلف با معنی نبوده است انسانهمواره قادربه انجام کارهای فوق العاده و کسب مهارت هایی بی شماری بوده است اما اینکه کدام عمل و مهارت او ناشی از استعداد و نبوغ فوق العاده و کسب مهارت هایی بی شمار می باشد . منوط به قضاوت جامعه است که در ان زندگی ی کند . قضاوت های جوامع در طول تاریخ همیشه در طول تاریخ همیشه د ر تغییر و تکامل بوده است بوده و تر غیب و تشویق از افراد سر امد دست خوش عقاید و تحولات گوناگونی بوده است به عنوان مثال بعد از ظهور مسیحیت و گرایشات مذهبی در جوامع غربی مردم غالبا افراد سرآمد و استسنائی را پیامبران و بعد رهبران مذهبی کشیش ها و کسانی می دانستند که از قدرت بیشتری در تفسیر روشن احکام الهی و چگونگی بهشت و دورزخ برخوردار بودند . با ظهور اسلام در شرق و تبلیق و تشویق از تحصیل در علوم و فنون مختلف نهضت تازه ای در شرق و سپس به تدریج در غرب صورت گرفت در این دوران تاریخ شاهد نوابغ بزرگی در علوم ریاضی و پزشکی فلسفه و ادبیات وهنر می باشد . تشویق و حمایت اسلام از تحصیل بحد یکه آن را عمری واجب و ضروری تلقی کرده فرصت مناسبی بود برای رشد استعداد و نبوغ افداد سر امد در رشته های گوناگون و پایه گذاری تمدن بزرگ اسلامی . با آغاز دوره ی رسانس در اروپا پذیرش مفهوم افلاطون نبوغ و تیز هوشی به تدریجموجب تحولات وسیعی در زمینه های مختلف فلسفی و علمی و صنعتی گردید نهضتی علیه ایستائی وتحجر فکری جامعه به وقوع پیوست و رهایی وآزادگی فکری افراد سرآمد ارمغانی بود که آ نها می توانستند در سایه ی آن گسترده تر و فراتر از همیشه در محیط و جامعه بیند یشند . این نهضت باب تازه ای را در تمدن و فرهنگ غرب گشود . در واقع از این دوران است که در غرب فکر پرورش استعداد های درخشان به شکل پیوسته وساذنده نضبح گرفته و تا حال ادامه یافته است. دراینجا اشاره به یک نکته ی ضروری به نظر می رسد وهمانطور که بیشتر ذکر گردید همواره عقاید ونظرات منفی ومخالف نسبت به افراد سرآمدو نابغه وجود داشته است وهر گروه وجامعه ای دلا یلی نیز بر عقاید مخالف خود داشته اند. از جمله اعتقاداتی که بویژه در دوره ی رسانس و قرون اخیر رواج داشته است عقیده ای است که بر هم زدن وضع موجود وابداع و خلاقییت را مشکوک و اهانت به ادب و رسوم و فرهنگ جامعه میداند . از مسائل و مشکلاتی دیگر دیگر که در راه پیشرفت در رسیدگی و حمایت از کودکان تیز هوش وجود داشته است نظرات و عقاید کسانی بوده است که تیزهوشی و نبوغ را همراه با اختلافات روانی و حالات غیر عادی تلقی نموده اند و اینکه ایا بین نبوغ و رفتار غیر عادی رابطه ای وجود دارد خود موجب سالها بحث و تحقیق در این رابطه گشته
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن .doc :
جیغ زدن کودک
نوزاد از موقع تولد برای تأمین نیازهای خود یا بیان مشکلات خود فقط گریه میکند بتدریج حرف میزند و با بیان کلمات نیازی خود را بیان میکند. بعضاً مشکلات جسمی، مسائل شنوائی یا بیماریهای کودک ممکن است با بیقراری، گریه کردن ممتد، جیغ زدنهای طولانی باشد. این یک وسیله برای ارتباط با محیط و ابزار نیاز یا مطرح کردن خود است. خشونت در کودکان یا پرخاشگری ممکن است باعث ایجاد اختلالات روانی و یا پرخاشگری شود. در مسیر تکامل تکلم در کودکان ممکن است اختلالات شنوائی نیز با جیغ زدن همراه باشد. چرا که کودک نمیتواند نیازهای خود را در مسیر عادی ابراز کند نمیتواند با کلمات بیان کند و با جیغ زدن جلب توجه میکند.
چنانچه جیغ زدنهای کودک باعث جلب توجه و توجه بیشتر به کودک شود او شرطی میشود و سعی میکند خواستههای خود را با جیغ زدن به اطرافیان تحمیل کند.
بسیاری از بیماریهای زمینهای کودک بیماریهای متابولیک و کلامی و یا اختلالات گوارشی و یا بیماریهای عصبی و یا اختلالات روانی ممکن است حالت عادی کودک را تغییر داده و منجر به این شود که ابراز نیاز کودک به طرز عادی نباشد.
تغذیه کودک خصوصاً در 6 ماه اول با شیر باید براساس نیاز کودک باشد. ساعت مشخص برای او در نظر نگیرید هر موقع که دوست دارد و به هر میزان که نیاز دارد. بهترین شرایط آن است که کودک در بغل مادر در شرایط کاملاً آرام تغذیه شود. هر نوع استرس در مادر یا کودک این شرایط ایدهآل را مختل کرده و باعث کاهش شیر مادر یا اختلال در تغذیه کودک میشود. محرکهای محیطی مثل صداهای بلند حتی صدای زنگ تلفن، یا بازی با کودک در ضمن شیر خوردن باعث اختلال در تغذیه او میشود.
زمان شیر خوردن کودک از پستان مادر بهترین زمان تبادل عواطف بین مادر و کودک است و این زمانی است که مادر با کودک خلوت کرده و بهترین و عمیقترین عواطف انسانی در پاکترین پیوندها مبادله میشود. هر چه آرامش بیشتری در این زمان بین مادر و کودک باشد میزان شیر دهی و طول مدت شیردهی بیشتر است کودکانی که مادران در ضمن شیر دهی آرامش بیشتری داشته باشد از آرامش بیشتری برخوردار هستند و راحتتر شیر میخورند، مسلماً رشد بهتری خواهند داشت. بعضی از کودکان به محض شروع تغذیه با شیر مادر دفع مدفوع دارند و با کوچکترین تحریک گوارشی ممکن است دفع مدفوع نیز تحریک شود.
کودکانی که شیر مادر میخورند ممکن است 7-8 مرتبه در روز دفع مدفوع داشته باشند بعضاً این مدفوع آبی و حتی ممکن است سبز رنگ باشد و یا ممکن است همراه با زورزدن و بیقراری باشد این واکنشها طبیعی است و مشکل خاص برای کودک ایجاد نمیکند بعضاً ممکن است تعداد دفعات دفع مدفوع کودک کم شود تا هفتهای یک بار دفع داشته باشد دربچههای که شیر مادر میخورند این مسئله نیز ممکن است طبیعی باشد. دفع مدفوع در این حالت ممکن است با زور زدن، قرمز شدن صورت و کمی بیقراری باشد چنانچه دفع کودک به همین شکل باشد و مشکل حادی ایجاد نکند غیر عادی نیست خصوصاً در 6-3 ماده اول این واکنشها همراه دفع طبیعی است و داروی خاصی لازم نیست.
با کودک چگونه از مرگ صحبت می کنید؟
توضیح مرگ به کودکان یکی از سخت ترین کارها برای اولیاست، بخصوص هنگامی که خود آنها با غم مرگ عزیزی دست به گریبان هستند. اما مرگ یک بخش غیر قابل انکار از زندگی است و چه بخواهیم و چه نخواهیم، از خیلی خردسالی، کودکان نسبت به آن کنجکاو می شوند و به فهمیدن و پرسیدن درباره روشهایی که احساس غم مربوط به آن را به طور طبیعی نشان بدهد، علاقه مند هستند، روشهایی که بزرگترها عزاداری می نامند.
شاید باعث تعجب باشد که بدانید حتی کودکان 2 ساله از مرگ آگاه هستند. کودکان در قصه هایشان یا برنامه های تلویزیون از مرگ می شنوند، یا در اطراف خود حیوانات خانگی یا خیابانی مرده را می بینند. علی رغم این موارد، هیچ کدام از کودکان مفهوم مرگ را نمی دانند. آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان یک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند.
آنها تصور می کنند که اجساد هنوز می خورند و می خوابند و کارهای همیشگی خود را انجام می دهند، فقط با این فرق که این کارها را یا در آسمانها و یا در زیر خاک انجام می دهند. حتی وقتی یکی از اولیا یا خواهران و برادران کودک درگذشته است، او نمی تواند این اتفاق را برای آنها در نظر بگیرد.
کودکان به روشهایی مختلف نسبت به مرگ واکنش نشان می دهند:
اصلاً تعجب نکنید اگر کودک 2 ساله ای در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت کند یا کودک 5 ساله ای نخواهد به مهد کودک همیشگی اش برود، چرا که کودک در جست و جوی علت پریشانی و غمگینی بزرگترها است و می خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغییر کرده است. او با خودش فکر می کند چرا به ناگهان جهان اطرافش این همه نگران کننده شده است. از سوی دیگر، ممکن است کودکی هم باشد که اصلاً واکنشی به مرگ نشان ندهد یا گاه گاهی در بین شادی و خوشحالی های کودکانه اش به یاد آن بیفتد که این هم کاملاً طبیعی است و دلیل سنگدلی کودک نیست! اصولاً کودکان این مفهوم را کم کم و به آهستگی درک می کنند و نباید انتظار داشت که همه موضوع را در یک لحظه یا یک روز بفهمند و حتی بسیاری از آنها تا وقتی که کاملاً احساس امنیت نکنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمی دهند، یعنی فرایندی که ممکن است ماهها تا سالها به طول بینجامد، بخصوص اگر مرگ عزیزی را شاهد بوده باشند . بعضی از کودکان رفتارهایی انجام می دهند که به نظر عجیب می رسد. مثل بازیهای تشییع جنازه یا ادای مردن کسی را درآوردن. این هم امری طبیعی است، حتی اگر به نظر بزرگترها غیر معقول باشد. بنابراین، این روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نباید از کودک گرفت.
احساسات خود را در مورد مرگ توضیح بدهید. سوگواری یک قسمت بسیار مهم برای التیام غم مرگ عزیزان است و این هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است کودک را نباید با سوگواری شدید، وحشت زده کرد، ولى از طرفی هم نباید مسأله را بی اهمیت جلوه داد. به کودک باید توضیح داد که بزرگترها هم نیاز به گریه کردن دارند و اینکه ما به خاطر از دست دادن کسی ناراحت هستیم. در غیر این صورت، کودک کنجکاوانه تغییرات خلقی شما را درک می کند و بخصوص وقتی حس کند مسأله ای وجود دارد، ولی شما سعی در مخفی کردن آن دارید، نگران تر می شود.
به سؤالات کودک پاسخ دهید. کنجکاوی کودکان درباره مرگ یک امر عادی است و نباید از سؤالات آنها فرار کرد، بلکه بهتر است از فرصت پیش آمده استفاده کرده و به کودک کمک کنیم تا بتواند با مسأله از دست دادن دیگران روبرو بشود.
جوابهای آسان و کوتاه عرضه کنید. کودکان قدرت درک اطلاعات پیچیده و سنگین را ندارند. بنابراین سعی کنید برای توضیح مرگ وارد جزئیات و بحثهای پیچیده آن نشوید. آنچه براى کودکان بخصوص زیر 5 سال درک بهتری دارد، توضیح مرگ به عنوان
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تعریف بهداشت روان :
بهداشت روان عبارت است از تامین، حفظ سلامت جسمی، روانی و اجتماعی هر فرد به طوری که افراد قادر باشند فعالیتهای روزمره خود را به خوبی انجام دهند، با افراد خانواده و جامعه خود ارتباط مناسب برقرار نمایند و رفتار و گفتار غیر عادی ند اشته باشند.
پنج گروه ازبیماریهای اعصاب و روان در این برنامه مد نظر هستند که عبارتند از:
1- بیماران شدید روانى:
بیمارانی هستند که رفتار و گفتار غیر طبیعی دارند، توهمات بینایی و شنوایی دارند، یعنی چیزهای را می بینند و صداهایی می شنوند که وجود ندارند و افراد سالم آنها را احساس نمی کنند، به بیماری خود آگاهی ندارند و خود را بیمار نمی دانند، احتمال حمله به دیگران و آسیب به خود دارند، بعضی مواقع احساس می کنند افراد مهم و بزرگی شدند.
این بیماران با درمانهای دارویی قابل کنترل و درمان هستند. هم زمان با مصرف دارو در مواردی هم درمانهای غیردارویی مثل روان درمانی برای آنها موثر است، درمان آنها می تواند بصورت سرپایی یا بستری انجام شود و با مراجعه به پزشکان عمومی، روانپزشکان (متخصص اعصاب و روان) و روانشناسان بالینی از پیشرفت این بیماری جلوگیری شده و به بهبود آنها کمک می شود.
2- بیماران خفیف روانى:
علامت های مهم این بیماری عبارت است از: دلهره، ترس، اضطراب و بی قراری های زیاد، احساس افسردگی، وسواس های فکری وعملی، کاهش لذت از زندگی، عصبانیت و پرخاشگری، احساس ناامیدی و یاس، احساس غصه اندوه و گریه های بی دلیل، احساس سستی و خستگی مداوم، میل به تنهایی و گریز از جمع، بی میلی نسبت به کار و زندگی، شکایتهای زیاد از دردهای جسمانی، افزایش یا کاهش خواب، افزایش یا کاهش اشتها
بیماریهای خفیف روانی قابل درمان هستند، بهتر است که درمانهای دارویی و غیر دارویی را با هم بگیرند، درصد کمی از این بیماران نیاز به بستری دارند و در اکثر موارد به صورت سرپایی قابل درمان هستند. برای درمان این بیماران می توان از پزشکان عمومی، روانپزشکان(متخصص اعصاب وروان) و روانشناسان بالینی کمک گرفت.
3- بیماران صرعى:
صرع یک بیماری عصبی مغزی است که به دلیل اختلال در کار سلولهای مغزی بوجود می آید که مردم آن را به نام غش می شناسند.
در هر شرایطی ممکن است بیمار دچار حمله مغزی ( تشنج ) شود؛ در خواب، بیداری، هنگام کار، رانندگی و... زمانیکه این بیماران دچار حمله میشوند ناخود آگاه به زمین می افتند، بیهوش میشوند، اعضای بدن آنها سفت میشود، دست و پا می زنند، ممکن است از دهان آنها کف خارج شود، به همین دلیل احتمال خفگی در آنها زیاد است، دهان آنها قفل مى شود و ممکن است زبان خود را گاز بگیرند، معمولا " پس از به هوش آمدن به یاد نمی آورند که برای آنها چه اتفاقی افتاده است.
با مراجعه به پزشکان عمومی، روانپزشکان(متخصص اعصاب وروان) و متخصصان داخلی مغز و اعصاب میتوانید به این بیماران کمک کنید. با تشخیص و درمان به موقع این بیماری قابل درمان است، اما در بعضی از موارد لازم است که برای همیشه دارو مصرف کنند. توصیه می شود این بیماران از کار هایی مثل رانندگی، کار در ارتفاع، کار با ابزار واشیاء تیز وبرنده خودداری کنند.
4- بیماران عقب مانده ذهنی:
بیماری عقب ماندگی ذهنی یک بیماری مغزی است که اغلب از هنگام تولد یا در دوران کودکی افراد به آن مبتلا میشوند، این بیماری ارثی است، اما میتواند به دلیل زایمان سخت، ضربه سر در دوران نوزادی وکودکی، بیماریهای عفونی مثل مننژیت، سرخجه یا تشنج بوجود آ ید.
کودکانی که به این بیماری مبتلا می شوند مراحل رشد آنها مثل: نشستن، راه رفتن، حرف زدن، کنترل ادرارو مدفوع و یادگیریهای آنها نسبت به کودکان هم سن خودشان با تاخیر وکندی صورت میگیرد. معمولا سن عقلی یا هوشی آنها کمتر از سن شناسنامه ایشان است.
این گروه ازبیماران معمولا قابل درمان نیستند، اما میتوان با تعیین میزان هوش آنها در حد توانشان به آنها آموزش های ویژه داد بعضی از این کودکان که آموزش پذیر هستند میتوانند در مدارس استثنایی درس بخوانند، بعضی از انها قادرند کارهای ساده دستی را بیاموزند.
5- اختلالات رفتاری کودکان:
اختلالات رفتاری در کودکان بسیار شایع و متنوع است مثل: لکنت زبان، شب ادراری، ناخن جویدن، انگشت مکیدن، تیک، بیش فعالی یا پرتحرکی، اختلال در توجه، تمرکز ویادگیرى.